ترامپ و بازتولید پولشویی ژئوپلیتیک در پوشش میانجیگری جهانی

به تحلیل منابع کارشناسی

ترامپ پس از تجربه‌ی شکست سیاسی در داخل آمریکا و تضعیف چهره بین‌المللی واشنگتن، ظاهراً به تئوری قدیمی خود بازگشته است:«سیاست یعنی معامله، حتی در جنگ و صلح». اما آنچه امروز دیده می‌شود، تبدیل بحران‌ها به بستر ذخیره و جابجایی سرمایه‌های نامرئی است؛ سرمایه‌هایی که به‌عنوان «پشتیبان مذاکرات صلح» تعریف می‌شوند اما در واقع، مسیر بازچرخانی پول‌های حاصل از تجارت انرژی، فروش تسلیحات و واسطه‌گری کشورهای سوم را می‌سازند.

به گزارش نبأخبر، دونالد ترامپ بار دیگر با لحنی مدعیِ “دفاع از صلح جهانی” به صحنه بازگشته است؛ او خود را میانجی بحران‌های بین‌المللی از اوکراین و روسیه تا خاورمیانه و آمریکای لاتین معرفی می‌کند، اما سازوکار واقعی این بازگشت بیش از آن‌که رنگ صلح‌طلبی داشته باشد، بوی سرمایه‌گذاری پنهان و پولشویی ژئوپلیتیک می‌دهد.

ترامپ پس از تجربه‌ی شکست سیاسی در داخل آمریکا و تضعیف چهره بین‌المللی واشنگتن، ظاهراً به تئوری قدیمی خود بازگشته است:

«سیاست یعنی معامله، حتی در جنگ و صلح». اما آنچه امروز دیده می‌شود، تبدیل بحران‌ها به بستر ذخیره و جابجایی سرمایه‌های نامرئی است؛ سرمایه‌هایی که به‌عنوان «پشتیبان مذاکرات صلح» تعریف می‌شوند اما در واقع، مسیر بازچرخانی پول‌های حاصل از تجارت انرژی، فروش تسلیحات و واسطه‌گری کشورهای سوم را می‌سازند.

در ماجرای ونزوئلا، ترامپ از زبان دفاع از دموکراسی و حقوق بشر استفاده می‌کند، اما فاز عملیاتی سیاستش بیشتر معطوف به مهار رقابت انرژی با چین و روسیه است. در حقیقت، مفهوم «میانجیگری» در سیاست ترامپی به نوعی پوشش مالی–سیاسی بدل شده که امکان نقل‌وانتقال سرمایه و بده‌بستان سیاسی میان بازیگران فرامنطقه‌ای را فراهم می‌کند.

از منظر علمی و سیاست بین‌الملل، می‌توان از این روند با تعبیر “پولشویی ژئوپلیتیک” (Geopolitical Money Laundering) یاد کرد — وضعیتی که در آن دولت یا رهبر سیاسی از ابزار میانجیگری، کمک‌های بشردوستانه، یا صندوق‌های بازسازی کشورها برای تسویه بدهی‌ها، نفوذ اقتصادی و تثبیت ارز سیاسی خود در جهان استفاده می‌کند.

در چنین سناریویی، صلح صرفاً نام دیگری برای «معامله موفق» است و میانجیگری به معنای بزرگ‌ترین کارتل سیاسی جهان عمل می‌کند؛ کارتیلی که با شعار ثبات، مرزهای قدرت و پول را بازتعریف می‌کند.

بنابراین بازگشت ترامپ به میدان بحران‌ها نه نشانه صلح‌طلبی، بلکه پاسخی هوشمندانه به شکست اقتصاد دلاری و تلاش برای ساخت اقتصاد سایه‌محورِ پسادلار است — جایی که جنگ و صلح، هر دو ابزار مالی‌اند.


ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید