مهمترین شرط بازدارندگی در برابر آمریکا؛ «پیش بینی ناپذیری» است

  محمد مونسان تحلیلگر سیاسی

ایران در چهار دهه گذشته دچار اشتباهات فاحشی در تعریف دکترین دفاعی خود بوده است از محدود کردن عمدی برد موشک‌های خود به ۲هزار کیلومتر (و در نتیجه عدم دسترسی به سرزمین آمریکا و اروپا)، تمرکز بیش از حد بر محیط خلیج فارس و عدم تمایل به حضور موثر و پایدار در آب‌های اقیانوسی، عدم نصب موشک‌های آفندی دوربرد روی ناوهای بزرگ ایران و برخی موارد دیگر. ولی مهمترین نقص دکترین دفاعی ایران را باید در قابل پیش‌بینی بودن و ملایم بودن رفتار ایران دید. ایران با همین توان نظامی موجود خود می‌توانست عکس‌العمل‌های مناسب و «غیرقابل پیش بینی» از خود نشان دهد به‌گونه‌ای که بازدارندگی مناسبی در برابر آمریکا ایجاد کند. باید دقت کنیم در شرایطی که سلاح هسته‌ای برای ایران حرام است، اگر در استفاده موثر از تسلیحات متعارف خود هم تردید داشته باشیم، باید تهاجم بیشتر دشمنان علیه ایران را منتظر باشیم.

به گزارش نبأخبر، یکی از رویدادهای تلخ این روزها برای ایران، تهدیدهای مکرر مقامات آمریکایی مبنی بر احتمال بمباران مجدد ایران است. این رویکرد تقریبا به مهترین ژست قدرت ترامپ در همه سخنرانی‌های وی تبدیل شده است. حال سوال اینست که چطور شد که زبان آنها اینطور علیه ایران دراز شده و به عادت روزانه آنها تبدیل شده است. در این نوشتار به این موضوع می‌پردازیم.

تهاجمات بدون تلفات؛ عامل جری‌تر شدن ترامپ

در یک سال اخیر که ترامپ به قدرت رسیده، مکررا کشورهای دیگر را بمباران کرده است بدون اینکه حتی یک نفر تلفات بدهد مانند حمله به یمن، سوریه، لبنان، عراق، ایران و اخیرا هم ونزوئلا. این رویه اعتماد بنفس بیش از حد فرد خودشیفته‌ای مانند ترامپ را باعث شده به‌طوری‌که رفتار وی را در آینده خطرناکتر از قبل کرده است. دو عامل در ایجاد این تصور دخیل بوده است: ۱) این کشورها و کشورهای مشابه توان نظامی لازم برای ضربه زدن به آمریکا را ندارند. ۲) اگر توان نظامی هم داشته باشند، جرات و جسارت این کار را ندارند و دارای رفتاری قابل پیش بینی و ملایم هستند.

عکس‌العمل‌های ملایم برای حفظ آبرو

امروزه ایران دارای قدرت نظامی و دفاعی بالایی در سطح دنیاست و جزو قدرتمندترین ارتش‌های غیرهسته‌ای جهان به شمار می‌رود ولی باز هم در برابر ضربات مستقیم و شدید آمریکا عکس العمل شدید و پشیمان کننده‌ای از خود نشان نمی‌دهد. به باور برخی از مردم ایران، عکس‌العمل‌های ایران در برابر آمریکا اغلب ملایم و برای حفظ آبرو بوده است و دشمنان ایران، این موضوع را بخوبی لمس و درک کردند و گام به گام حملات و ضربات خود را شدیدتر کردند تا جایی‌که ترامپ با اعتماد بنفس بالا، تقریبا به صورت روزانه ایران را به حمله مجدد تهدید می‌کند. آنها رفتار ایران را کاملا قابل پیش‌بینی، ملایم و برای حفظ آبرو ارزیابی کرده‌اند.

در زمان دفاع مقدس ۸ ساله اگر ایران نمی‌توانست به آمریکا پاسخ دهد، توجیه داشت چراکه ایران از نظر نظامی واقعا ضعیف بود مانند حمله مستقیم نظامی آمریکا به سکوی نفتی رشادت (مهر ۱۳۶۶)، حمله به سکوهای نفتی نصر و سلمان (فروردین ۱۳۶۷)، حمله به ناوچه‌های ایرانی (فروردین ۱۳۶۷) و حمله به هواپیمای مسافربری ایران (تیر ۱۳۶۷). در ازای این حملات، ایران هیچ پاسخ تلافی جویانه‌ای نتوانست انجام دهد. متاسفانه ۳۵ سال پس از این جنایات، باز هم ایران عکس العمل تنبیهی‌ای علیه جنایات آمریکا از خود نشان نمی‌دهد.

عدم درس عبرت ایران از اتفاقات گذشته

جمهوری اسلامی ایران در چهار دهه گذشته، جایگاه قدرت نظامی خود را در حد و اندازه یک «قدرت منطقه‌ای» تعریف کرده در حالی‌که مواجهه نظامی محتمل آن همواره با قدرت‌های بزرگ جهانی بوده است. اتفاقات دو سال گذشته در تهاجمات گسترده به محور مقاومت و به‌خصوص چند ماه گذشته (که مستقیما به خاک ایران حمله شد)، نقایص دکترین دفاعی ایران را به‌خوبی نشان داد. اینها همگی فرصت‌هایی بودند تا ایران در یک عملکرد هوشمندانه از دو سال قبل به اصلاح فوری دکترین دفاعی و دکترین هسته‌ای خود شروع ‌کند که متاسفانه ایران هرگز عبرت نگرفت و دکترین خود را اصلاح نکرد و تا جایی این غفلت را ادامه داد تا مستقیما به خاک ایران و مراکز نظامی و هسته ای و مسکونی ایران حمله‌های شدیدی شد.

در یک گام عقب‌تر، در موضوع شهادت سردار سلیمانی در سال ۱۳۹۸ که با هدف تحقیر ایران انجام شد، ترامپ مستقیما دستور این حمله را داد و مسئولیت آن را نیز بر عهده گرفت و حتی برای تحقیر ایران، فیلم آن را نیز پخش کرد. اگر ایران در همان سال ۱۳۹۸ متوجه عدم بازدارندگی خود در برابر ابرقدرت‌ها می‌شد و فورا دکترین دفاعی و هسته ای خود را اصلاح می‌کرد، قطعا هیچ‌یک از اتفاقات تلخ دو سال گذشته به‌خصوص اتفاقات چند ماه گذشته رخ نمی‌داد. متاسفانه به نظر می‌رسد ساختار دکترین نظامی و دفاعی ایران به یک صلبیت و جمود دچار است و حاضر به هیچ تغییری نیست. علت این جمود، هرچه بود، نتیجه آن، تاوان‌های سختی بود که دادیم که اگر باز هم از آنها عبرت نگیریم باز هم ضربات سخت‌تر و سنگین‌تری را پذیرا خواهیم بود.

این سیر صعودی ضربات آنها به ایران و محور مقاومت از شهادت سردار سلیمانی (سال ۱۳۹۸) تا جنگ غزه (۱۴۰۲) و سوریه (۱۴۰۳) و یمن و سپس حمله مستقیم ۵ آبان ۱۴۰۳ اسرائیل به ایران و سپس حمله مستقیم ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ اسرائیل به ایران و سپس حمله مستقیم یک تیر ۱۴۰۴ آمریکا به تاسیسات اتمی ایران کاملا مشهود است. این پاسخ اخیر ایران به حملات سنگین و شدید آمریکا به همه سایت‌های هسته‌ای ایران و نابودی بخشی از آن سایت‌ها که ممکن بود به آلودگی‌های گسترده رادیواکتیو در بخش‌های بزرگی از ایران منجر شود (که تا چند دهه گریبانگیر نسل‌های بعدی ایرانیان شود)، از سوی کارشناسان غربی واقعا ضعیف و ملایم ارزیابی شد به‌طوری‌که ایران انگیزه و توان درگیری مستقیم با آمریکا را ندارد. ما در ازای آن حملات وحشیانه فقط چند موشک به یک پایگاه آمریکایی (ظاهرا متروکه) در قطر شلیک کردیم که دوست و دشمن اقرار کردند که خسارات چندانی نداشته است! همین رفتار ایران مسلما به تهییج و ترغیب بیشتر آنان برای حملات سنگین‌تر به ایران منجر خواهد شد.

انتقادها به عکس العمل‌های ملایم

این رفتارهای ملایم و بی‌اثر ایران در مقابل آمریکا و غرب به حدی رسیده که حتی سیاستمداران و کارشناسان جناح خاص (اصولگرا) که معمولا موافق سیاست‌های دفاعی کشور هستند به تندی لب به اعتراض گشوده‌اند. آقای حمید رسایی، نماینده مجلس در جلسه غیرعلنی مجلس در ۱۵ شهریور امسال بیان داشت: «دندان ما را شمرده‌اند. ما را قابل‌ پیش‌بینی می‌دانند. تنها در یک صورت غرب حساب می‌برد که جمهوری اسلامی غیرقابل پیش‌بینی باشد. هنیه را زدند چون می‌دانستند که ما کاری نمی‌کنیم. سید حسن نصرالله را زدند چون می‌دانستند که ما کاری نمی‌کنیم». یک کارشناس معروف دیگر، آقای فواد ایزدی نیز در یک میزگرد در برنامه‌ای تلوزیونی در ۱۲ مرداد امسال بیان داشت: «چرا آمریکا به ایران حمله کرد؟ چون توانستند ترامپ را متقاعد کنند که اگر به ایران حمله کند آمریکا هزینه‌ای نمی‌دهد. به همین دلیل ممکن است حملات را تکرار کنند. کار ترامپ هنوز تمام نشده و سه سال و نیم دیگر فرصت دارد. نباید کاری کنیم که طرف مقابل احساس کند که مقامات سیاسی ما از این هزار نفر شهیدی که دادیم، این سی نفر سردار شهید، این ده دانشمند شهید و صدماتی که به زیرساخت های کشور وارد شده، هیچ درس عبرتی نگرفتند. الان فرصتی است که در دکترین هسته ای کشور بازبینی شود. دو کشوری که سلاح هسته‌ای دارند به کشوری که سلاح هسته‌ای ندارد حمله کردند. سوال مهمی که امروز در کشور مطرح است این است که آیا ایران می‌تواند با سلاح‌های متعارف در برابر آمریکایی که بودجه دفاعی‌اش صد برابر ایران است مقابله کند؟ آیا برای امنیت جان این نود میلیون ایرانی نباید بازدارندگی وجود داشته باشد؟»

خدا کند که فرماندهان ارشد نظامی ایران و مقامات عالی‌رتبه سیاسی گرفتار «جنگ شناختی دشمن» نشوند و به‌جای «پیروز مطلق» دانستن خود و انکار نقاط ضعف، فورا به اصلاح دکترین دفاعی و هسته‌ای ایران اقدام کنند تا فجایع بعدی را شاهد نباشیم. آنچه به آن مطمئن هستیم اینست که اگر این در همچنان بر همان پاشنه (دکترین) قبلی بچرخد، باید منتظر حملاتی ده‌ها بار سنگین‌تر و تلخ‌تر باشیم و این رویه، نقطه توقفی نخواهد داشت.

علل عکس‌‌العمل‌های ملایم ایران

در مورد علل اینکه ایران معمولا عکس العمل مناسبی به حملات آمریکا نشان نمی‌دهد موارد زیر را می‌توان برشمرد:

۱) ترس از نابودی زیرساخت‌ها: ایران به درستی می‌داند که در صورت درگیری مستقیم تمام عیار با آمریکا، بخش زیادی از هزاران میلیارد دلار زیرساخت‌های اساسی کشور که ظرف چند دهه فراهم شده‌اند، ظرف چند روز ویران خواهند شد. حملات آمریکا به تاسیسات هسته‌ای ایران ظرف ۲۵ دقیقه انجام شد. در جنگ ۱۲ روزه بسیاری از زیرساخت‌های دفاعی و هسته‌ای و عمرانی ایران از بین رفت. برخی نهادهای اقتصادی، خسارت ایران در این جنگ ۱۲ روزه را بالغ بر ۵۰۰ میلیارد دلار! برآورد می‌کنند.

۲) ترس از حمله اتمی: آمریکا تنها کشوری در تاریخ است که از بمب اتمی استفاده کرده است. رفتارهای غیرانسانی آنها در غزه نشان داده است که آنها هیچ ترس و نگرانی‌ای از استفاده مجدد از سلاح هسته‌ای ندارند.

۳) ترس از عدم بازدارندگی: ایران به‌خوبی می‌داند که به‌دلیل نداشتن تسلیحات هسته‌ای، عملا در برابر آمریکا بازدارندگی مطمئنی ندارد. حمله به پایگاه‌های آمریکا در کشورهای اطراف نیز اهرم فشاری بر آمریکا برای توقف جنگ محسوب نمی‌شود.

۴) ترس از تلفات سنگین انسانی: ایران به‌خوبی می‌داند که در این جنگ، تلفات انسانی بی‌شماری خواهد داد. این نکته را می‌توان در سخنان شهید حاجی زاده مشاهده کرد. ایشان در پاسخ به این‌که چرا پاسخ ایران در برابر ترور ژنرال محبوب و معروف، شهید قاسم سلیمانی این‌قدر نرم و مختصر (و آن‌هم با اطلاع قبلی) بود، پاسخ داد: «شهید سلیمانی را زدند، ما بیاییم و یک جنگ تمام عیار را راه بیندازیم؟ اینکه ما پایگاه‌های آنان را بزنیم، درگیری و زد و خورد سنگینی آغاز شود، منطقی نبود. درگیری آغاز می‌شد و ما یک سری کشته از آنان می‌گرفتیم و آنان هم ۱۰ تا ۱۵ هزار کشته از ما می‌گرفتند و کشور هم آسیب می‌دید که نتیجه خوبی برای ما نیست. کشور بالاخره یک ده، پانزده، بیست سال عقب می‌افتاد. این خوب منطق ندارد». این پاسخ یک پاسخ واقع‌گرایانه و نشات گرفته از دکترین دفاعی ایران بود ولی ای کاش هرگز بیان نمی‌شد چون دشمن با مشاهده این مصاحبه، تا عمق تفکر دفاعی ما را خواند که «ایران در هیچ شرایطی به جنگ تمام عیار با آمریکا حاضر نیست!»

۵) ترس از به خطر افتادن منافع عده‌ای خاص: وقتی فلان مسئول بلندپایه امنیتی یا فرزندش تعدادی شرکت بزرگ بین‌المللی با میلیاردها دلار درآمد دارد، وقتی فرزندان تعداد زیادی از مقامات بلندپایه کشور، مقیم آمریکا و اروپا هستند، وقتی خودشان سفرهای مکرر شخصی به کشورهای غربی داشته و دارند چرا باید منافع خود را به خطر اندازند و با آمریکا درگیر شوند؟ آیا احتمال بلوکه شدن دارایی‌ها و حساب‌های بانکی آنها و فرزندانشان در خارج از کشور نیست؟ آیا احتمال نفوذ یا یارگیری و جاسوسی در آنها نیست؟

۶) پیر شدن فرماندهان و مقامات سیاسی عالی‌رتبه: پیر بودن فرماندهان و مقامات، دو پیامد منفی در حین تصمیم-گیری‌های حساس امنیتی و نظامی دارد: ۱- تفکرات قدیمی از حوزه نبرد و باور نداشتن عمیق به حوزه‌های جدید فناوری در جنگ و در نتیجه شوکه شدن از عملکرد دشمن. ۲- محتاط و محافظه‌کار شدن در اثر پیری و کهولت سن. مطمئنا اگر این مقامات سالخورده، جای خود را به جوانان عالم، اندیشمند، متهور، جسور، انقلابی و وارسته (بدون حساب‌های دلاری در خارج از کشور و بدون فرزندان ساکن آمریکا و اروپا) بدهند، تحولات بزرگی را شاهد خواهیم بود.

پیش‌بینی‌ناپذیری؛ راهکار اساسی برای برون رفت از این شرایط

ایران در چهار دهه گذشته دچار اشتباهات فاحشی در تعریف دکترین دفاعی خود بوده است از محدود کردن عمدی برد موشک‌های خود به ۲هزار کیلومتر (و در نتیجه عدم دسترسی به سرزمین آمریکا و اروپا)، تمرکز بیش از حد بر محیط خلیج فارس و عدم تمایل به حضور موثر و پایدار در آب‌های اقیانوسی، عدم نصب موشک‌های آفندی دوربرد روی ناوهای بزرگ ایران و برخی موارد دیگر. ولی مهمترین نقص دکترین دفاعی ایران را باید در قابل پیش‌بینی بودن و ملایم بودن رفتار ایران دید. ایران با همین توان نظامی موجود خود می‌توانست عکس‌العمل‌های مناسب و «غیرقابل پیش بینی» از خود نشان دهد به‌گونه‌ای که بازدارندگی مناسبی در برابر آمریکا ایجاد کند. باید دقت کنیم در شرایطی که سلاح هسته‌ای برای ایران حرام است، اگر در استفاده موثر از تسلیحات متعارف خود هم تردید داشته باشیم، باید تهاجم بیشتر دشمنان علیه ایران را منتظر باشیم.

 


ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید