بحران آب در ایران یک «ابرچالش» است که نیازمند یک واکنش همهجانبهٔ ساختاری است. موفقیت در مدیریت این بحران، وابسته به ارادهٔ سیاسی برای اصلاح ساختار حکمرانی آب و پذیرش هزینهٔ اجتماعی-اقتصادی گذار از الگوی توسعهٔ آبمحور به الگوی سازگاری با کمآبی (Water Scarcity Adaptation) است.
بحران آب در ایران دیگر یک چالش تکبعدی هیدرولوژیکی نیست، بلکه یک بحران چندوجهی با ابعاد اجتماعی (مهاجرتهای اقلیمی و حاشیهنشینی)، امنیتی (افزایش درگیریهای محلی بر سر حقابهها)، اقتصادی (کاهش پایدار تولیدات کشاورزی) و زیستمحیطی (نابودی تالابها و دریاچهها نظیر دریاچه ارومیه و هامون) قلمداد میشود. بر اساس گزارش سازمان هواشناسی کشور (۱۴۰۴)، خشکسالیهای دههٔ ۱۴۰۰ با شدتی بیسابقه همراه بوده و میانگین بارش کشور در این دوره ۲۸ درصد پایینتر از نرمال بلندمدت (۱۹۹۱–۲۰۲۰) بوده است. همزمان، سالنامهٔ آمار آب سازمان مدیریت و برنامهریزی (۱۴۰۳) نشان میدهد که ذخایر آبهای زیرزمینی در ۲۴ استان کشور در مجموع ۵٫۱ میلیارد مترمکعب در سال کاهش یافتهاند — معادل خالی شدن دو بار سد کرخه در هر سال.
بحران آب در ایران یک «ابرچالش» است که نیازمند یک واکنش همهجانبهٔ ساختاری است. موفقیت در مدیریت این بحران، وابسته به ارادهٔ سیاسی برای اصلاح ساختار حکمرانی آب و پذیرش هزینهٔ اجتماعی-اقتصادی گذار از الگوی توسعهٔ آبمحور به الگوی سازگاری با کمآبی (Water Scarcity Adaptation) است.
با تحلیل آسیب شناسی روش ها و روند های انجام شده ، می توان نتیجه گرفت بحران آب در ایران نتیجهٔ همافزایی چندین عامل ساختاری در سطوح مختلف که در چهار بعد سیاسی، اقتصادی، فنی، و فرهنگی می باشد. این مهم نه تنها ناشی از تغییرات اقلیمی است، بلکه ریشه در الگوهای توسعه ناپایدار دارد که منجر به تعمیق بخشیدن به این بحران شده است.
علل سیاسی
- عدم هماهنگی نهادها و سیاستهای متمرکز دولتی ، تشتت نهادی و ضعف حکمرانی ( فقدان یک نهاد تنظیمگر (Regulator) )
- مسئولیتهای متناقض بین وزارت نیرو (تأمین) و سازمان حفاظت محیط زیست (حفاظت) و وزارت جهاد کشاورزی (مصرف) به رقابت بر سر آب
- ورود دولت به مدیریت نهاد آب ، عدم اجرای کامل قوانین مربوط به کنترل برداشت از چاههای غیرمجاز (حدود ۵۰۰ هزار حلقه غیرمجاز)
- تمرکز تاریخی بر مهندسی عرضه (Supply-Side Engineering) و ساخت سدها بدون توجه کافی به ظرفیت تحمّل اکولوژیک حوضههای آبریز
- نبود حکمرانی یکپارچه آب
- روابط بینالمللی در حوزه آبهای مرزی (مانند رودخانههای مشترک با همسایگان) بدون دیپلماسی مؤثر
علل اقتصادی
- الگوی توسعه مبتنی بر کشاورزی ناکارآمد و مصرف بالای آب (تخصیص بیش از ۹۰ درصد از منابع آب شیرین کشور به بخش کشاورزی)
- در حالی که بهرهوری آبی (Water Productivity) در این بخش بهطور میانگین پایینتر از استانداردهای جهانی است)
- قیمتگذاری پایین آب و یارانههای انرژی برای پمپاژ آب زیرزمینی(عدم اعمال قیمتهای بازدارنده)
- سرمایهگذاری ناکافی در زیرساختهای مدرن (مانند سیستمهای آبیاری کارآمد)
- وابستگی به صادرات محصولات آببر
- هدررفت در شبکههای توزیع( فرسودگی و استاندارد پایین شبکههای توزیع شهری و روستایی که منجر به هدررفت قابل توجهی از آب تصفیهشده (Water Loss) میشود)
علل فنی
- فناوریهای قدیمی و عدم بهروزرسانی زیرساختها
- شبکههای توزیع آب با هدررفت بالا (تا ۳۰ درصد) و سیستمهای آبیاری سنتی (با بهرهوری کمتر از ۴۰ درصد)
- بالا بودن نرخ نشت شبکههای انتقال شهری در برابر میانگین جهانی ۱۲ درصد
- کاهش کارایی آبیاری کشاورزی، و ضرورت استفاده از فناوریهای نوین مانند سنجش از دور و مدلسازی هیدرولوژیکی
علل فرهنگی و اجتماعی
- الگوهای مصرف ناپایدار و عدم آگاهی عمومی
- فرهنگ سنتی مصرف آب با شرایط اقلیمی فعلی سازگار نیست
- نبود آموزش همگانی و مشارکت جامعه در مدیریت آب
- پیوند عوامل فرهنگی با ریشههای تاریخی (مانند وابستگی به قناتها بدون نوسازی)
- کاهش اعتماد عمومی به نهادهای آبمدیری می باشد( پس از خشک شدن دریاچه ارومیه و زایندهرود، منجر به مقاومت در برابر اجرای سیاستهای محدودیتمحور شده است)
پیشنهادها: راهکارهای کوتاهمدت و بلندمدت
راهکارهای کوتاهمدت (۱–۳ سال)
- تمرکز بر مدیریت تقاضا (Demand Management) و افزایش تابآوری در برابر خشکسالیهای محتمل
- مدیریت ٔ برداشت زیرزمینی(نصب کنتورهای هوشمند حجمی )
- بازنگری اضطراری در الگوی کشت(اعمال محدودیتهای فصلی و منطقهای بر کشت محصولات پرآببَر در مناطق دارای تنش آبی بالا)
- کاهش تلفات در شبکهٔ توزیع شهری(اجرای برنامهٔ فشردهٔ ممیزی آب (Water Audit) در صنایع و ادارات بزرگ برای شناسایی و رفع نقاط ضعف مصرف)
- مدیریت اضطراری سدها( تنظیم رهاسازی آب سدها بر اساس اولویتها (شرب، کشاورزی، محیط زیست) با استفاده از مدلهای پیشبینی هواشناسی)
- ایجاد «صندویق ملی تابآوری آبی» از محل صرفهجویی در سوبسیدهای نامناسب برای جبران خسارت فوری به کشاورزان خسارتدیده
- تشکیل «ستاد ملی مدیریت بحران آب» در رأس ساختار تصمیمگیری
راهکارهای بلندمدت (۵–۲۰ سال) برای انتقال به سیستم آبپایدار
- راهکار های بلند مدت بر سیاستهای اقلیمی و دیپلماسی آب( ادغام تغییرات اقلیمی در برنامهریزی ملی و مذاکرات با همسایگان برای آبهای مشترک)
- تأسیس نهاد مستقل تنظیمگر آب( ایجاد یک سازمان یا نهاد عالی مستقل از وزارت نیرو و جهاد کشاورزی با اختیارات قانونی برای تعیین تخصیصها (Allocation))
- اقتصادی کردن قیمت آب( تعدیل تدریجی و پلکانی قیمت آب به نحوی که حداقل بهای تمامشدهٔ بهرهبرداری را پوشش دهد)
- تدوین طرحهای جامع مدیریت حوضهٔ آبریز( گذار از مدیریت آب بر اساس مرزهای اداری به مدیریت یکپارچهٔ منابع آب (IWRM) در مقیاس حوضههای آبریز)
- تمرکز بر آبهای غیرمتعارف(توسعهٔ تصفیه و استفادهٔ مجدد از پساب (Wastewater Reuse) برای مصارف صنعتی و کشاورزی غیرمستقیم
- حمایت از پروژههای نمکزدایی (Desalination) با مقیاس اقتصادی بر مبنای تأمین انرژی از منابع تجدیدپذیر (خورشیدی و بادی) برای کاهش اثرات کربن
- احیا و تعادلبخشی سفرههای زیرزمینی(اجرای پروژههای تغذیهٔ مصنوعی در مناطق مناسب و جلوگیری از توسعهٔ شهری و صنعتی در محدودهٔ آبخوانها)
- افزایش تابآوری اقلیمی( سرمایهگذاری در زیرساختهای سبز (Green Infrastructure) مانند مدیریت سیلاب شهری بر پایهٔ طبیعت (Nature-Based Solutions)
- افزایش پوشش گیاهی برای کاهش تبخیر و تقویت نفوذ آب به زیرزمین تمرکز دارند
- مدیریت یکپارچه حوضههای آبریز( ایجاد شوراهای محلی برای مدیریت آب با مشارکت ذینفعان)
- تنوعبخشی به منابع آب( توسعه نمکزدایی آب دریا و استفاده از آبهای نامتعارف (مانند پساب تصفیهشده))
- انتقال به سیستم اقتصاد چرخشی آب(بازیافت ۸۰ درصد فاضلاب شهری تا ۱۴۱۵ (کنونی: ۲۲ درصد))
- تأسیس «کارخانههای آبسازی از رطوبت هوا» در مناطق خشک با فناوریهای نوین (مانند سیستمهای جاذب MOF)
- تعدیل ساختار تولید غذایی ملی( کاهش خودکفایی مطلق به سمت «خوداتکا متناسب با ظرفیت آبی» )