مسئله مهم این است که جنگلهای هیرکانی که بیش از سه میلیون سال عمر کردهاند و برای جهان اهمیت دارند، در داخل توجهی به آنها نمیشود. اگر این جنگلها برای ما ارزش داشت، باید چهار یا پنج هواپیمای ایلیوشین مخصوص آبپاشی تهیه میکردیم و در اختیار جنگلهای هیرکانی قرار میدادیم. جنگلشناسان سراسر دنیا برای بررسی اجداد جنگلهای خود به این منطقه مراجعه میکنند. جنگلهای هیرکانی حتی از جنگلهای آمازون نیز قدیمیترند و ارزش فوقالعادهای دارند. در ۴۰ سال گذشته، میزان جنگلها ۵۱ درصد کاهش یافته است. جنگلها باریکتر و کوچکتر شده و از بین رفتهاند. اگر با همین روند چوببرداری و قاچاق ادامه یابد، طی ۴۰ سال آینده اثری از این جنگلها نخواهد ماند
به گزارش نبأخبر،روایت عینی رضا ساکی، فعال و خبرنگار محیط زیستی، از تلاشهای شبانهروزی مردم برای اطفای آتش سوزی جنگلهای هیرکانی در منطقه الیت که با کمترین امکانات در جریان است
جنگلهای هیرکانی در شمال در حال سوختن است و چشمها به آسمان که ابری برسد و بارانی بیاید تا این آتش خاموش شود. در میانه این آتش اما هستند دستهایی که بدون چشمداشت و فقط به عشق ایران و منابع طبیعیاش، بیش از دو هفته است کار و زندگی خود را رها کردهاند تا با هر امکاناتی که در دست دارند، آتش خشم طبیعت را فرونشانند. برای پیگیری از روند فاجعه آتشسوزی در جنگلهای هیرکانی الیت، با کارشناسی صحبت کردیم که به گفته خودش در دل دهها بحران محیط زیستی بوده و لحظه به لحظه در حال رصد شرایط است. رضا ساکی، خبرنگار و کنشگر محیط زیست، از علتهای شروع آتشسوزی، عوامل اوج گرفتنش و روند خاموش کردن آن میگوید. این فعال محیط زیست در بین صحبتهایش مدام تکرار میکند حالا که کار از کار گذشته، ولی ما باید مردم و مسئولان را آگاه کنیم تا از این به بعد این اتفاق تکرار نشود. با آیندهنگری باید جلوی وقوع این فجایع را گرفت.

اطلاع از لحظه شروع آتش
خیلی مهم است
برای باخبر شدن از وضعیت آتش سوزی در منطقه با رضا ساکی، خبرنگاری که در کنار کار رسانه، فعالیت محیط زیستی هم دارد، صحبت کردیم. او که از نزدیک در جریان اقدامات قرار دارد، از کمبود امکانات و تجهیزات گلایه میکند. آقای ساکی که همزمان با چندین گروه اطفای حریق در تماس است، میگوید: «در تماسهایی که در این مدت داشتم با بچههایی که آنجا کار اطفای حریق میکردند، حتی فرماندهان میدانی بودند، نکتهای که مطرح میشود و خیلی مهم است، این که مانند تجربه خاییز در زاگرس یا تجربه آتش سوزی بزرگ کوهدشت لرستان در سالها و دهههای اخیر، باید ما تجهیزاتی داشته باشیم تا بتوانیم مناطق را رصد کنیم. برای اینکه به محض این که آتش شروع شد، بتوانیم خبردار بشویم و برویم بالا سر آتش. این چیزی است که نیاز محیط زیست امروز ایران و همه جای دنیاست. به ویژه در هیرکانی و بخشهایی از زاگرس، خاموش کردن آتش از یک مرحلهای به بعد، به ویژه وقتی که به مناطق سختگذر میخورد، دشوار میشود. اصلا از یک جایی به بعد شما هرچه امکانات هم داشته باشید، اگر باد در منطقه باشد، در واقع هیچ کاری نمیتوانید بکنید. نه بالگردها میتوانند بپرند، نه نیروها میتوانند کاری انجام دهند. پس از همان لحظه اول باید بتوانیم به سراغ آتش برویم.»

امدادگران دوهفته است خانه نرفته اند
رصد کردن جنگلها راههای پیشرفته و مختلفی دارد که در دنیا هم از آنها استفاده میشود. این کنشگر محیط زیست چنین توضیح میدهد: «کشورهای اروپایی یا کشورهای همسایه هم این کار را انجام میدهند، با دوربینهای حرارتی مناطق را رصد میکنند. جنگل هیرکانی را دیدهایم، فصل پاییز تا ۴۰ سانتیمتر بعضی جاها برگ روی زمین ریخته است. در چند روز گذشته ما در دره هراز و جاده چالوس باد شدید داشتیم. حالا شما تصور کن یک کبریت انداختی کف این جنگلی که همهاش سوخت قابل اشتعال آماده است، باد هم میوزد. بعد دود در کف جمع میشود و کل دره را میپوشاند. حالا شما بگویید که ما چه جوری باید از بالا برویم و عملیات انجام دهیم؟» او توضیح میدهد اگر بر فرض بالگرد مدرن هم داشته باشیم، باز هم مشکلات دیگری وجود دارد: «یکی از مهمترین اتفاقات در آتش سوزیهای اقلیم ایران مثلا زاگرس یا البرز، این است که کوهستان یکدست نداریم. یک پهنه جنگلی یکدست با یک ارتفاع نداریم که هواپیما پایین بیاید و ۵ کیلومتر را آب بپاشد و برود بالا. اختلاف ارتفاعی که در الیت داریم نزدیک ۳۵۰۰ متر تا کف دره است. اینجا عمل کردن خیلی سخت است. نیاز به هواپیماهای کوچک دارد، نیاز به این دارد که شما بتوانی افراد را به بالا دست با بالگرد انتقال بدهی، به جای این که گروه بخواهد شش، هفت ساعت پیمایش کند تا به محل آتش برسد.» نکته مهم این است که در این مدت دو سه هفته، خیلی ها پای کار بوده اند و یک لحظه بیکار ننشسته اند. ساکی می گوید: «واقعا در این بیست و چند روز منابع طبیعی و محیط زیست تلاش میکنند در منطقه. الان کسانی آنجا هستند که دو هفته به خانه نرفتهاند. ولی نکته این است که بقیه تجهیزات هم کنار اینها نبوده است، مثلا بالگرد. به هرجا هم میگوییم میگویند خودمان کمبود داریم. بالگرد کارآمد و به درد بخور میخواهیم، نه این که خدای نکرده برایش حادثه اتفاق بیفتد و خودش تبدیل به دردسر شود. بالگرد نوی مدرنی که ۲۰ نفر را بلند کند ببرد بگذارد روی ارتفاع، غروب هم نشده برود آنها را برگرداند پایین و نیروی جدید را ببرد. این نبود امکانات دارد هیرکانی را از ما میگیرد. این جنگلهایی که الان سوخته ۵۰ میلیون سال قدمت دارند.»
فرض را بر این شرایط جوی بگذاریم
از او درباره علت این آتشسوزی و شایعاتی که درباره آتش زدن عمدی به نیت زمینخواری است، پرسیدم که پاسخ داد: «من بعید میدانم در این منطقه با شیب ۶۰ درجه چنین موضوعی باشد. محیطبانها در فیلمها دیده میشوند که رسما از دیوار بالا میروند. بعد اصلا الان بحث ما این نیست. بحث ما این است که آتش باید خاموش شود. فعلا خاموشش بکنیم، بعد کسانی که کارشان است بروند مقصران را پیدا بکنند. ما تا وقتی که به مناطقمان اشراف نداشته باشیم، دایم بگوییم به خاطر زمینخواری بوده یا کار چوپان بوده یا گردشگری این کار را کرده، باز هم این حوادث ممکن است اتفاق بیفتد. اصلا بحث دوربین و پهپاد به کنار، تعداد محیطبانمان هم کم است. منطقه به آن بزرگی، به آن ارزشمندی، مثلا دو تا قرقبان یا سه نفر جنگلبان دارد. مگر اینها چقدر میتوانند با موتور در این مناطق دور بزنند یا پیادهروی کنند؟ به هر حال همه این کمبودها دست به دست هم داد تا رسید به خشکسالی سال ۱۴۰۴ و بارانی که نبارید و خزانی که در هیرکانی شد و به هر دلیلی آتشی که در الیت روشن شد.» این کارشناس به نکته مهمی اشاره می کند، میگوید که باید فرض را بر تداوم این وضعیت جوی بگذاریم و بر این اساس برنامهریزی کنیم. او ادامه میدهد: «به عنوان روزنامهنگاری که دهها بحران بزرگ ایران را یا از نزدیک دیدم یا این که کاملا رصد رسانهای کردم، ما باید الان پیش فرضمان را بگذاریم که دیگر وضعیت این است. یعنی ممکن است هیرکانی آتش بگیرد و ۱۰ روز باران نداشته باشیم و باد بوزد. باید بر اساس این برنامه بچینیم.»

مردم اطلاع رسانی کنند
از او درباره کمکی که از دست مردم برمیآید پرسیدم که گفت: «مسئله یک بحران جدی است. پس این وسط کار زیادی از دست مردم برنمیآید. جز این که توجه رسانهای بدهند. در فضای مجازی به کارزارها بپیوندد، اطلاعرسانی کنند، خبرها را هل بدهند که دیده شود. در مرحله بعد رفتارشان را عوض کنند. وقتی به هیرکانی یا ساحل دریا سفر میکنند مراقب باشند یا مثلا زباله کمتری بریزند.» ساکی درباره سختی خاموش کردن آتش توضیح میدهد: «این درختها حداقل ۱۰۰ سال سن و ارتفاع ۲۰، ۳۰ متر دارند. یا در زاگرس بلوطهایی داشتیم ۴۰۰ ساله و ۵۰۰ ساله با تنههای قطور. ما با درختان کهنسال طرفیم که خاموش کردن آنها با تنه قطور، جز با آب زیاد امکانپذیر نیست. شما هرچه آن را خاموش بکنی، انگار یک زغال را گذاشتی در منطقه، باد بزند یک تکه از این را ببرد بیندازد ۱۰۰ متر آنورتر، دوباره آتش میگیرد. باید اینها با آب خاموش شوند یا اره شده و در رودخانه انداخته شوند. شما تا مدتها دایم باید بروی لکهگیری کنی و دوباره دورشان را خاک بریزی.»
حضور مردم نقطه روشن این اتفاق است
از این کارشناس میخواهم که میان این خبرهای تلخ و غمانگیز، به نکات خوشحالکننده و امیدواریدهنده هم اشاره کند. او میگوید: «نقطه امیدواری در تلاش مردم برای حفظ سرزمینشان است. شما وقتی میبینی که بچههای بانه ۱۰ روزه در ارتفاعات شبمانی میکنند، از بروجرد، تبریز، اصفهان، گروههای خبره و زبده از کار و زندگیشان زدهاند و ۱۰ – ۱۲ روز در الیت عملیات انجام میدهند. این که مردم تلاششان را میکنند. خبر دارم که بچههای منابع طبیعی استان مازندران و محیط زیست ۲۰ روز است زندگی ندارند. بچههای غیرتمند مضمحل شدهاند از خستگی. یکی از آنها به من میگفت که من فقط آمدم پایین تو روستا تا ۲۴ ساعت بتوانم پاهایم را دراز کنم تا دوباره برگردم بالا. این روایت امیدوارانه است که اگر مقداری امکانات و توجه در کنار این تلاش باشد، ما میتوانیم از این داشتههامان محافظت کنیم. مردم محلی و چند هتل و مرکز گردشگری در مازندران در همه روزها غذای گرم به گروههای امدادی رساندهاند. پزشکانی که به منطقه رفتهاند تا بچهها را معاینه و مداوا کنند یا به صورت آنلاین مشاوره میدهند. هرکسی که به منطقه میرود حتی خبرنگار هم در صندوق عقب ماشینش چیزی برای اطفای حریق میبرد بالا. و مهمتر از همه پذیرایی مردم روستای الیت است از کسانی که آنجا شبمانی میکنند. حمام به آنها دادهاند. خانههایشان را در اختیارشان گذاشتهاند. یکی از اهالی روستا میگفت وقتی ما میگوییم بیشتر نیایید اینجا، برای این است که توانایی پذیرایی از شما را داشته باشیم تا شرمنده نشویم. هر چیزی یک بخش روشن دارد و این لطف مردم، سمت روشن این اتفاق است.»
در حاشیه
واکنشها به آتش سوزی هیرکانی

اسماعیل کهرم، کارشناس محیط زیست، درباره آخرین شرایط آتشسوزی جنگلهای «الیت» چالوس در گفتوگو با «چندثانیه» میگوید: «جامعه از مسئولان دولتی انتظار اقدام دارند، نه این که بیایند و اعلام کنند که آتشسوزی شدت گرفته یا این که در حال اطفای حریق هستند. اطلاعرسانی را برعهده رسانهها و کارشناسها بگذارند و خودشان هواپیما تهیه کنند و اقدامات لازم را انجام دهند. مسئله مهم این است که جنگلهای هیرکانی که بیش از سه میلیون سال عمر کردهاند و برای جهان اهمیت دارند، در داخل توجهی به آنها نمیشود. اگر این جنگلها برای ما ارزش داشت، باید چهار یا پنج هواپیمای ایلیوشین مخصوص آبپاشی تهیه میکردیم و در اختیار جنگلهای هیرکانی قرار میدادیم. جنگلشناسان سراسر دنیا برای بررسی اجداد جنگلهای خود به این منطقه مراجعه میکنند. جنگلهای هیرکانی حتی از جنگلهای آمازون نیز قدیمیترند و ارزش فوقالعادهای دارند. در ۴۰ سال گذشته، میزان جنگلها ۵۱ درصد کاهش یافته است. جنگلها باریکتر و کوچکتر شده و از بین رفتهاند. اگر با همین روند چوببرداری و قاچاق ادامه یابد، طی ۴۰ سال آینده اثری از این جنگلها نخواهد ماند».

هنرمندان و ورزشکاران بسیاری هم به این اتفاق واکنش نشان دادهاند. به عنوان نمونه علیرضا قربانی خواننده کشورمان قطعهای از آثارش را روی ویدئویی احساسی از این آتشسوزی گذاشته و آن را با این شعر منتشر کرده است: «نسوز این چنین گرم در خود مسوز، نپیچ این چنین تلخ بر خود مپیچ، که گر دست بیداد تقدیر کور، تو را میدواند به دنبال باد، مرا میدواند به دنبال هیچ.» همچنین امید عالیشاه، کاپیتان تیم فوتبال پرسپولیس هم با انتشار یک استوری اینستاگرامی در واکنش به آتشسوزی در جنگلهای هیرکانی، نوشت: «از تمام دستگاهها و نیروهای مسئول تقاضا دارم که تمام توان خود را برای خاموش کردن این آتشسوزی به کار گیرند تا از نابودی این گنجینه طبیعی جلوگیری شود.»