تخلف‎های کلان بدون همکاری عوامل دولتی و نظارتی میسر نمی‎شود – نباءخبر
×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true
true

ویژه های خبری

true
    امروز  دوشنبه - ۵ فروردین - ۱۳۹۸  
false
true
 تخلف‎های کلان بدون همکاری عوامل دولتی و نظارتی میسر نمی‎شود

به نقل ازصدانیوز، مصطفی میرسلیم عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام از جمله چهره‎های معتدل در بدنه اصولگرایان است که همواره درباره موضوعاتی چون فساد و مسائل اقتصادی دیدگاه‎های متعددی را بیان کرده است، در گفت و گو با رئیس شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی درباره وضعیت اقتصادی این روزهای کشور و نگرانی مسئولین از کاهش اعتماد مردم به دلیل پرونده‎های اقتصادی به گفت و گو پرداختیم.

مشروح این گفت و گو به شرح زیر است:

 شما در سخنان خود بارها به کرات به ریشۀ بسیاری از مشکلات کنونی ما و شایع شدن برخی مفاسد که به دوران طاغوت باز می گردد اشاره کردید، چگونه این ادعا را اثبات می کنید؟

میرسلیم: این ادعا نیست، یک واقعیت جامعه شناختی است که تکرار آن را در تاریخ مشاهده کرده‎ایم: حضرت علی علیه السلام در جنگ صفین در پاسخ به یکی از اصحاب که تعجب کرده بود از این که با کسانی می‌جنگند که مسلمانند و نماز می‎خوانند ، فرمود با همان پرچم در سه موقعیت دیگر مواجه شده و با آن جنگیده، اول در بدر ، دوم در احد، سوم در خندق و چهارم در صفین. یعنی جبهۀ شرک و کفر لباس اسلام به تن کرده بود و با نفاق و فریب وارد صحنۀ مبارزه با حقّ شده بود بر مبنای همان باورهای باطل دوران جاهلیت. پس دوران جاهلیت دارای ویژگی‎هایی است که ابعاد سیاسی و اقتصادی دارد و آن ابعاد با گسترش اسلام و بویژه پس از فتح مکه تقریبا محو شد؛ اما ویژگی‎های فرهنگی و اجتماعی جاهلیت که در اذهان و دلها رسوخ یافته بود از بین نرفت و به صورت کینه و حقد و نفاق و حسد و تنگ نظری و تحجر و هواپرستی…خود را ابتدا در ماجرای سقیفه، بلافاصله پس از رحلت پیامبر، و سپس در جنگهای جمل و صفین دوران خلافت علی و شهادت امام حسین و یارانش در کربلا ظاهر ساخت. البته همۀ ائمۀ اطهار برای مقابله با آثار جاهلیت و زنده نگاه داشتن اسلام و قرآن و منتقل کردن آن به نسل‎های بعد کوشش کردند و از جان خود مایه گذاشتند تا امروز اسلام راستین و ارزش‎های آن به دوران ما برسد و باعث بیداری مردم و تبعیت از رهبری فقیه و عادل و زاهد و مدبر شود و بعد از ۱۵ سال مبارزه علنی به پیروزی چشمگیر انقلاب اسلامی بینجامد و حکومت ستمشاهی را در زباله دان تاریخ دفن کند.

filemanager/6/siasi/MIRSALIM

به نظر شما با پیروزی انقلاب نظام سیاسی طاغوتی منقرض شد ولی فرهنگ طاغوتی زدوده نشد؟

میرسلیم: آنچه مسلم است نتیجۀ اولیۀ انقلاب برچیده شدن بساط ستمشاهی و وابستگی سیاسی کشور به استکبار بود که با تدبیر مرحوم امام در چند سال اول بعد از پیروزی انقلاب محقق شد؛ ولی اصلاح فرهنگ عمومی و زدودن برخی خرافات و انحرافات اجتماعی که رسوبات اصلی دوران حکمرانی طاغوت است، به طور کامل انجام نگرفته و نیازمند زمان و پیگیری مستمر و برنامه‎ریزی شده است و تا کاملا پاکسازی نشود ما کم و بیش گرفتار ناهنجاری‎های فرهنگی و نابسامانی‎های اجتماعی خواهیم ماند. یکی از هدف‎های اصلی انقلاب فرهنگی همین بود.

چه مصداقی از آن رسوبات از نظر شما اهمیت دارد؟

میرسلیم: همۀ مصادیق با توجه به آثار زیان‎باری که دارند مهم‎اند.

از ویژگی‎های بارز رفتاری مردم در دوران طاغوت قانون گریزی بود و اصلا بی اعتنایی به موازین قانونی و زیر پا گذاشتن مقررات را، چه پنهان و چه آشکار، نوعی مقابله با دستگاه حکومتی و روشی از مبارزه با طاغوت قلمداد می‎کردند و کلا قانون را دور می زدند یا ناقص اجرا می‎کردند یا ترفندی برای مقابله با آن می‎یافتند. همین ویژگی پس از پیروزی انقلاب موجب بروز نوعی هرج و مرج شد و برخی از مردم به مقررات راهنمایی و رانندگی توجه نمی‎کردند و تخلف از آن مقررات رائج و عادی شده بود به گونه ای که دولت ناگزیر شد از مراجع دینی استفتا کند  و آنها فتوا دهند که تخلف از مقررات در جمهوری اسلامی حرام است یعنی با استفاده از اقتدار دینی به اصلاح ویژگی منفی قانون گریزی روی آورده شد. اما نمی‎توانیم ادعا کنیم که قانون گریزی در تمام شکلهای آن نظیر عدم پرداخت مالیات و عوارض، رواج رشوه و حق حساب، قاچاق، معاملات درآمیخته با ربا و نزول خواری، استفادۀ ویژه از اطلاعات دولتی و عمومی به نفع خود و وابستگان خود، بی اعتنایی به ضوابط مصوب و صدور پروانه با نادیده گرفتن حقوق عمومی، زد و بند در معاملات و تبانی و اختلاس و ویژه خواری…برچیده شده است. با توجه به این که اقدامات شایسته برای برچیدن آنها انجام نشده متخلفان از خرد و کلان و از صدر تا ذیل، روشهایی دقیق‎تر و جدیدتر و مؤثرتر برای قانون گریزی ابداع و بر فراگیری آن دامن زده شد! بی‎اغراق می توان گفت که برای هر اقدام قانونی و در مقابل مقررات مختلف، امروزه راههای گوناگون و سازماندهی شده تخلف طراحی شده به گونه‎ای که هرکس بخواهد قانون را اجرا کند یا مقررات را محترم بشمارد و نسبت به آنها امر به معروف و نهی از منکر کند ، ساده لوح و عقب ماندۀ ذهنی نامیده می شود! فرار مالیاتی، تخلفات گمرکی و قاچاق ، فروش تراکم و صدور پروانه خارج از ضوابط… در مواردی واقعا بیداد می کند.

 آیا دستگاه‎های نظارتی از این تخلف‎ها و جرائم جلوگیری نمی‎کنند؟

میرسلیم: متأسفانه وقتی قانون گریزی به حالت شیوع می رسد حتی دامن برخی عوامل اجرائی نهادهای نظارتی را هم می‎گیرد و می رسیم به حالتی که در مثل گفته می شود :”وای به روزی که بگندد نمک”! در مواردی، تخلفهای کلان بدون همکاری متخلفانۀ عوامل رسمی و دولتی و نظارتی میسر نمی‎شود. در مواردی دیگر حتی به احکام قطعی و مسلم شرعی بی اعتنایی می شود؛ لذا مهم آن است که اشکال از سرچشمه اصلاح شود و رسوبات طاغوتی زدوده شود والا گماردن ناظرانی جدید بر عوامل نظارتی موجود، چرخۀ باطلی است که انتها ندارد. اگر نظارت ذاتی فردی و درونی جمعی شکل بگیرد نیازی به تسلسل نظارتهای رسمی که اغلب ناکارآمدند، نخواهد بود. این رسوبات به جا مانده از دوران طاغوت مانع اصلاح فرهنگی و مانع شکل گیری قابلیت بی نظیر مراقبت فردی و اجتماعی می شود که بحقّ رمز پیشرفت است. در دنیا هرجا کشوری پیشرفته تر است، در آن کشور مراقبتهای ذاتی قوی تر است.

اشاره کردید به بی اعتنایی به برخی از احکام شرعی؛ منظورتان چه مواردی است؟

میرسلیم: احترام به مقدسات و شعائر الهی از احکام مهمی است که در جوامع مذهبی مراعات می شده است. این احترام در سه قرن گذشته در برخی کشورهای اروپایی کنار گذاشته شد و سپس به رواج اباحی گری (لیبرالیسم) انجامید. مأموریت پیامبر عظیم الشأن اسلام این بود که:.. یَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهاهُمْ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ یُحِلُّ لَهُمُ الطَّیِّباتِ وَ یُحَرِّمُ عَلَیْهِمُ الْخَبائِثَ وَ یَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتی‏ کانَتْ عَلَیْهِمْ اعراف ۱۵۷٫٫٫یعنی آنچه معروف و خیر است بشناساند و بدان امر کند و آنچه زشت و منکر است نهی کند و آنچه پاک است رواج دهد و آنچه پلید و آلوده است حرام کند و مردم را از زیر یوغ زنجیرهای بندگی طاغوتی و بارهای سنگین خرافات برهاند. این تعریفی است که در اسلام از آزادی شده است. در مقابلِ آن رسالت متعالی، آنچه در اروپای بعد از قرون وسطی ظاهر شد بی بند و باری بود؛ بویژه خانواده که در ادیان توحیدی خصوصا اسلام مقدس شمرده می شد، تضعیف گردید و جایگاه خود را به کلی از دست داد و عفاف که موجبات استحکام خانواده را فراهم می کرد منزلت خود را به برهنگی و در نتیجه بی غیرتی و اشاعۀ فحشا داد؛ اصالت نسل ارزش خود را به کامجویی و شهوترانی و بوالهوسی داد و آنچه در احکام الهی حرام شده بود در جامعه مباح گردید و این مباح شدن را که نوعی مقابله با ارزشهای وحیانی است، در جوامع غربی و سپس در ایران دوران پهلوی که بشدت و در حد خودباختگی متأثر از غرب شده بود، به آزادی تعبیر کردند؛ مفهوم واقعی آن آزادی، ابتذال و فروپاشی خانواده و پیرو آن به هم ریختن تعادل‎های اجتماعی و نهایتا مشکلات گوناگون جمعیتی است. در جامعه ای که عفاف و حجاب نادیده گرفته می شود، حرمت انسان زیر سؤال می رود و انسان آنقدر خفیف می شود که با کمیت و کیفیت لذت جویی و هوسرانی اش قدر و ارج می یابد و شخصیت پیدا می کند در حالی که سرانجام آن ابتذال و شهوترانی تبدیل شدن انسان به کالایی جنسی و قابل معامله و در نتیجه عادی شدن خودفروشی و انسان فروشی است. آنهایی که احترام به احکام شرع را نادیده می گیرند و حرمت شکنی و پرده دری می کنند، در حقیقت ، به نوعی بازگشت به جاهلیت مبادرت می کنند و اول خود را حقیر می نمایند و سپس ارزشهای اجتماعی را تحقیر می کنند.

گفتید تضعیف تعادل اجتماعی به مشکلات جمعیتی می انجامد…چگونه؟

میرسلیم: خانواده کانون تعادل است به ویژه وقتی با مراعات احکام آن تشکیل شده باشد؛ محصول بیش از ۵۰سال فرهنگ برهنگی دوران تسلط پهلوی بر کشور رسوباتی شد که به تضعیف کانون خانواده و از بین رفتن تقدس آن انجامید تا آنجا که پدر بودن شأن خود را از دست داد و مادر بودن بیکاری تلقی شد! ازدواج که سنت پیامبر بود تنزل جایگاه پیدا کرد و به ابزار مقطعی دفع شهوت جنسی تقلیل یافت. این تزلزل کانون خانواده به علاوۀ برخی رسوبات اجتماعی دیگر همچون چشم و همچشمی ها و تشریفات زائد،  اولا تشکیل خانواده را مشکل کرد و به تأخیر انداخت و متوسط سن ازدواج را از حدود ۲۳ به بیش از ۳۳سال افزایش داد،  ثانیا کانون مقدس آرامش خانواده که جایگاه پرورش انسان است مختل شد و ارزش‎های برخاسته از انقلاب اسلامی نتوانست در بسیاری از خانواده ها به دنبال پدیدۀ گسست نسلها به نونهالان منتقل شود،

ثالثا طلاق، زشت بودن خود را از دست داد به طوری که امروزه برخی برای این فاجعه علنا جشن می گیرند! و نتیجۀ عملی آن این است که به طور متوسط یک سوم ازدواجها به طلاق منجر می شود،

رابعا مجموع عوامل یادشده یعنی به تأخیر افتادن سن ازدواج و سست شدن کانون خانواده و تسهیل و فراوانی طلاق، به تضعیف مبانی تربیتی نسل جدید از یک سو و کاهش نرخ رشد جمعیت و پیرشدن جامعه از دیگر سو انجامیده است؛ اینها نمونه ای واضح از به هم خوردن تعادل اجتماعی و بروز مشکلات جمعیتی است.

 با توجه به مشکلات اقتصادی که بر کشور حاکم شده، شما چارۀ آن مسائل فرهنگی و رسوبات طاغوتی را در چه می بینید؟

میرسلیم: یکی از اهدافی که استکبار و در رأس آن آمریکا دنبال می کنند این است که دراثر فشارهای اقتصادی حساسیت حکومت نسبت به انحرافات اخلاقی و بی توجهی به معنویات و پرده‎دری‎ها کاهش یابد و عوامل بی اعتقاد و معاند نظام مقدس جمهوری اسلامی بتدریج طهارت اجتماعی و تزکیۀ نفس را آماج شگردهای شیطانی خود قراردهند و ابتذال و بی بند و باری را علنی گسترش دهند و جامعۀ اسلامی را به فروپاشی معنوی بکشانند. اجمالا راه حل در این نکات نهفته است:

اولا در حفظ هوشیاری و از دست ندادن حساسیت نسبت به شگردهای انحرافی دشمنان و عوامل داخلی آنها، ثانیا مطالعۀ دقیقی باید دربارۀ رسوبات باقی مانده از دوران طاغوت برای شناخت عمیق ریشه ها و عوامل اجرایی و اهداف آن انجام گیرد و در این مورد به طور خاص شورای عالی انقلاب فرهنگی باید ابتکار عمل را در این زمینه به دست گیرد.

ثالثا با روشنگری کارشناسانه و مستند، تفهیم همگانی صورت گیرد که یکی از اهداف فشارهای اقتصادی و تحریم‎ها سست کردن مبانی اعتقادی مردم و زایل کردن باور آنها نسبت به اصالت تقدس و تقوی است. پیامبر و مؤمنان صدر اسلام در شرائط سخت تری نسبت به ما، از لحاظ اقتصادی و معیشت روزمره قرار گرفتند، در همان حال خدای متعال می فرماید: وَ أْمُرْ أَهْلَکَ بِالصَّلاهِ وَ اصْطَبِرْ عَلَیْها لا نَسْئَلُکَ رِزْقاً نَحْنُ نَرْزُقُکَ وَ الْعاقِبَهُ لِلتَّقْوى‏ طه ۱۳۲، یعنی: کسان خود را به نماز فرمان ده و خود بر آن شکیبا باش. ما از تو جویاى روزى نیستیم، ما به تو روزى مى‏دهیم، و فرجام براى تقوا است.

منبع خبر : خبر فوری
true
برچسب ها : , ,
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


true