راست افراطی در حال تبدیل شدن به جریان اصلی در اروپاست!

به نقل از منابع کارشناسی

موفقیت لوپن نماد مرحله جدیدی در تحول راست افراطی اروپایی است که در متمایز ساختن خود از حافظه فاشیسم جسورانه عمل کرده است. با ایجاد شرایط برای ظهور راست افراطی جدید و اتخاذ برنامه‌های سیاسی آن بخشی از نخبگان سیاسی اروپا اکنون در حال حرکت برای شکل دادن اتحاد به آن جریان هستند.

به گزارش نبأخبر،تصمیم “ریشی سوناک” برای ترک زودهنگام جشن‌های سالگرد روز دی به منظور شرکت در مصاحبه شبکه ITV احتمالا به عنوان بدترین اشتباه کارزار انتخابات عمومی سال جاری در بریتانیا قلمداد خواهد شد. با این وجود، پوشش رسانه‌های بریتانیایی از مراسم سالگرد پیروزی در نبرد نرماندی داستان اصلی را نادیده گرفت. علیرغم آن که سران کشور‌ها برای جشن پایان فاشیسم در اروپا گردهم آمده بودند وارثان موسولینی رهبر آلمان فاشیست و مارشال پتن رهبر حکومت ویشی در فرانسه که از دستورات فاشیستی آلمان نازی اطاعت می‌کرد در میان آنان بودند و به عنوان دولتمردان محترم مورد تجلیل قرار گرفتند.

به نقل از اوپن دموکراسی، مارین لوپن در حساب کاربری خود در رسانه‌های اجتماعی به کسانی که برای “بازگرداندن آزادی ما فداکاری نهایی را انجام دادند” ادای احترام کرد. چهار روز پس از ان حزب راست افراطی اجتماع ملی تحت رهبری او در صدر نظرسنجی‌ها در انتخابات پارلمان اروپا قرار گرفت و امانوئل مکرون رئیس جمهور فرانسه خواستار برگزاری انتخابات زودهنگام شد انتخاباتی که به نظر می‌رسد حزب اجتماع ملی پیروز آن باشد.

موفقیت لوپن نماد مرحله جدیدی در تحول راست افراطی اروپایی است که در متمایز ساختن خود از حافظه فاشیسم جسورانه عمل کرده است. با ایجاد شرایط برای ظهور راست افراطی جدید و اتخاذ برنامه‌های سیاسی آن بخشی از نخبگان سیاسی اروپا اکنون در حال حرکت برای شکل دادن اتحاد به آن جریان هستند.

برای مثال، “برادران ایتالیا” حزب حاکم آن کشور وارث مستقیم سنت فاشیستی ایتالیا است. آن حزب از دولت برای تضعیف ازادی مطبوعات استفاده کرده و اکنون در تلاش است تا اصلاحات قانون اساسی را تصویب کند تا به سیاستمداران پوپولیست اجازه دهد قدرت را متمرکز کنند. آن حزب پیشنهاد کرده حزبی که بیش‌ترین آرا را به دست آورد به طور خودکار دست کم ۵۵ درصد از کرسی‌های پارلمان را از آن خود خواهد ساخت حتی اگر سهم واقعی آن از آرای ملی بسیار کم‌تر باشد. در طرح پیشنهادی آن حزب نخست وزیران به طور مستقیم به مدت پنج سال انتخاب می‌شوند که تغییری آشکار در نظام فعلی محسوب می‌شود که طبق آن دوره نخست وزیران صرفا از طریق استعفای آنان یا رای عدم اعتماد پارلمان به آنان پایان خواهد یافت.

“جورجیا ملونی” نخست وزیر فعلی و رهبر حزب برادران ایتالیا که در جوانی آشکارا موسولینی را مورد ستایش قرار می‌داد در مراسم سالانه روز آزادی ایتالیا در تاریخ ۲۵ آوریل به طور رسمی تاج گل تقدیم یاد جانباختگان کرد. رسانه‌های بین المللی در حال حاضر به سختی به خاستگاه فاشیستی افکار و فعالیت‌های سیاسی ملونی در سالیان گذشته اشاره می‌کنند. در بریتانیا حزب اصلاح مانند جناح راست حزب محافظه کار بریتانیا که اکنون حول محور “سوئلا براورمن” متحد شده اند فاقد چنین ارتباط مستقیمی با پروژه‌های راست افراطی اوایل قرن بیستم هستند. این واقعیت رهبر آن حزب یعنی “نایجل فاراژ” را خطرناک می‌سازد. زمانی که او در جشن‌های سالگرد روز پیروزی شرکت می‌کند هیچ کس نمی‌پرسد که او که در دوران تحصیل در مدرسه سرود‌های جوانان هیتلری را می‌خواند (ادعایی که او خود آن را رد کرده است) چگونه اکنون پیروزی متفقین در جنگ جهانی دوم را گرامی می‌دارد.

در همین حال، یکی از نامزد‌های آن حزب استدلال کرده که بریتانیا بایستی پیشنهاد بی طرفی هیتلر را می‌پذیرفت. سخنگوی آن حزب، اما گفته این نظر آن نامزد مورد تایید حزب نیست. به نظر می‌رسد رسانه‌های بریتانیایی با ارتقای وجهه عمومی فاراژ به پخش اخبار مرتبط با او اعتیاد پیدا کرده اند و سوابق و زندگی او در گذشته را مورد ارزیابی قرار نمی‌دهند.

پیام کلیدی “اورسولا فون در لاین” رئیس کمیسیون اروپا در پی انتخابات پارلمان اروپا در اوایل ماه جاری این بود که اتحادیه اروپا باید اعتماد به نفس و ثبات خود را نشان دهد، زیرا جنگ در اوکراین به مرحله مهمی می‌رسد، اما در عوض آن چه او نشان داد رضایت عمدی بود. اگرچه احزاب چپ و راست میانه هنوز اکثریت کرسی‌های پارلمان اروپا را در اختیار دارند، اما راست ملی گرای افراطی اکنون یکی از بزرگترین بلوک‌ها درون پارلمان اروپایی محسوب می‌شود.

گروه پارلمانی تحت رهبری لوپن با عنوان “هویت و دموکراسی” تنها ۵۸ کرسی از ۷۲۹ کرسی را در اختیار دارد، اما بلوک محافظه کاران و اصلاح طلبان اروپایی که حزب تحت رهبری ملونی و هم چنین احزاب راست افراطی اسپانیا، سوئد و دیگر کشور‌های اروپایی را نیز شامل می‌شود ۷۶ کرسی در اختیار دارند. به این میزان باید اکثریت ۴۵ نفری که به هیچ گروه سیاسی‌ای تعلق ندارند، اما از احزاب راست افراطی هستند را نیز افزود. احزاب جریان اصلی در فرانسه و آلمان در حال سهل گیری در قبال احزاب راست افراطی هستند. “اریک سیوتی” سیاستمدار فرانسوی که ریاست حزب جمهوری خواهان جریان اصلیراست میانه فرانسه را برعهده دارد خواستار اتحاد انتخاباتی با حزب اجتماع ملی پیش از انتخابات پارلمانی فرانسه شده است.

هم چنین، در آلمان “فریدریش مرتس” از زمان انتخاب شدن به عنوان رهبر حزب دموکرات مسیحی آن کشور در سال ۲۰۲۲ میلادی به این سو آن حزب را به سمت راستگرایی بیش‌تر سوق داده است. سال گذشته او طرحی را مطرح کرد که شامل همکاری بین حزب دموکرات مسیحی و حزب راست افراطی آلترناتیو برای آلمان در سطح محلی بود. حزب آلترناتیو برای آلمان “ماکسیمیلیان کرا” نماینده آن حزب در پارلمان اروپا که متهم به جاسوسی شده را اخراج کرد. کرا پیش‌تر گفته بود:”من هرگز نمی‌گویم کسی که لباس اس اس می‌پوشد به طور خودکار جنایتکار است”.

ماجرا در بروکسل نیز همین طور است. فون درلاین فکر می‌کند به جای حذف راست افراطی می‌تواند با آن جریان وارد معامله شود. او در مناظره‌های پیش از انتخابات اروپا رویکردی کاملا باز اتخاذ کرد و اظهار داشت ممکن است با ملونی همکاری کند تا بتواند مجددا به عنوان رئیس کمیسیون در اواخر سال جاری انتخاب شود. او حتی انتشار گزارش سالانه حاکمیت قانون اتحادیه اروپا را که قرار بود در ۳ ژوئیه تصویب شود به تعویق انداخته، زیرا احتمالا در آن گزارش از حملات دولت ایتالیا علیه آزادی مطبوعات انتقاد بعمل آمده است.

پیمان‌های رسمی بین جریان اصلی تشکیلات سیاسی اروپا و جریان راست افراطی صرفا مرحله بعدی یک سازش سیاسی طولانی مدت است. بحث مهاجرت با تایید رهبران لیبرال و چپ میانه به قلمرویی که قبلا مشخص نشده بود کشیده شده است. در پایان سال گذشته مکرون مجموعه‌ای از سیاست‌های تهاجمی ضد مهاجرت را با هدف تسریع اخراج مهاجران و سخت‌تر کردن پیوستن اعضای خانواده آنان به این افراد و ایجاد تبعیض در ارائه خدمات رفاهی به افراد غیر شهروند را اجرا کرد. این اقدامات به قدری افراطی بود که حزب تحت رهبری شخص مکرون نسبت به آن تصمیمات اعتراض کرد و وزیر بهداشت او استعفا داد، اما آن قانون با حمایت حزب اجتماع ملی به تصویب رسید. “اولاف شولتز” صدراعظم آلمان که رهبری یک دولت ائتلافی متشکل از سوسیال دموکرات‌ها، سبز‌ها و لیبرال‌های معتقد به بازار آزاد را بر عهده دارد از افزایش اخراج‌ها و اعمال محدودیت‌ها برای مزایای دریافتی توسط پناهجویان حمایت کرده است.

در بریتانیا “کی یر استارمر” رهبر حزب کارگر که انتظار می‌رود پس از انتخابات هفته آینده نخست وزیر شود اعلام کرده که طرح دولت او برای اخراج پناهجویان به رواندا را اجرا نخواهد کرد، اما نگفته آیا استفاده از شناور بزرگ بی بی استکهلم برای اسکان پناهجویان را متوقف خواهد کرد یا خیر. موسسات خیریه فعال در امور پناهجویان در مورد بدتر شدن وضعیت سلامتی روانی افرادی که در آن شناور نگهداری می‌شوند هشدار داده اند. وضعیت به قدری وخیم گزارش شده که یک مرد پناهجو در ماه دسامبر بر اثر خودکشی جان خود را از دست داد. کارکنان سابق آن شناور گفته اند که از پناهجویان مستقر در آنجا خواسته می‌شد که غذای فاسد را بخورند و وجود ساس را نیز تحمل کتنند. مقام‌های سیاسی می‌گویند حزب کارگر در صورت قدرت گیری برای تقویت کنترل مرزی پس از برگزیت که توسط وزرای کشور محافظه کار سابق گردآوری شده کار خواهد کرد.

طبقه‌ای که نهاد‌های سیاسی اروپا را در بروکسل وست مینستر اداره می‌کنند علاقه دارند به اروپایی‌ها بگویند که هیچ بدیل دیگری وجود ندارد و این ذهنیت را به احزاب و رای دهندگان مترقی القا می‌کنند که باید در برابر راست افراطی سر خم کنند. در تمام این مدت شخصیت‌های احزاب میانه از راست افراطی استفاده کرده و حتی سیاست‌های آن جریان را اتخاذ کرده اند. رهبران اروپا ممکن است به شکست تاریخی فاشیسم درود بفرستند، اما به نظر می‌رسد متعهد به تکرار اشتباهات گذشته هستند.


ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید