زنگ هشداری که به صدا درآمد؛ چگونه جنگ غزه پرده از ضعف بزرگ پکن برافکند؟

به نقل از منابع تحلیلی

مفسران دیپلماتیک می‌گویند که واکنش پکن به جنگ اسرائیل و غزه محدودیت‌های استراتژی دیپلماتیک این کشور را آشکار کرده و سیاست دیرینه چین در خاورمیانه برای تمرکز بر تجارت و سرمایه گذاری را به آزمون گذاشته است.

به گزارش نبأخبر،واکنش پکن به جنگ اسرائیل و غزه محدودیت‌های استراتژی دیپلماتیک این کشور را آشکار کرده و سیاست دیرینه چین در خاورمیانه برای تمرکز بر تجارت و سرمایه گذاری را به آزمون گذاشته است.

مفسران دیپلماتیک می‌گویند که واکنش پکن به جنگ اسرائیل و غزه محدودیت‌های استراتژی دیپلماتیک این کشور را آشکار کرده و سیاست دیرینه چین در خاورمیانه برای تمرکز بر تجارت و سرمایه گذاری را به آزمون گذاشته است.

سوداگر منطقه
به نوشته سوث‌چاینا‌ مورنیگ‌پست، برخی از چین انتقاد کرده‌اند که تعاملاتش با منطقه منفعت‌طلبانه است و بیشتر به رقابت با ایالات متحده برای نفوذ علاقه‌مند است. اما یک تحلیلگر چینی از پکن دفاع کرد و گفت که این کشور رویکردی ثابت و «اصولی» دارد.

توویا گرینگ، یکی از اعضای غیر مقیم مرکز جهانی چین در شورای آتلانتیک، گفت که اقدامات چین– از جمله عدم محکومیت حماس از زمان حمله اکتبر به اسرائیل– در خدمت منافع استراتژیک آن است. گرینگ گفت: «به نظر من، شما منافع شخصی زیادی در اینجا می‌بینید، زیرا … چین با گرفتن طرف جهان عرب و مسلمان و جنوب جهانی، چیزهای بیشتری به دست می‌آورد. به این ترتیب، به هدف خود برای منزوی کردن آمریکا در سطح جهانی و تخریب وجهه آن و ایجاد تفرقه در درون غرب کمک می‌کند.»

عواقب جنگ برای سیاست خاورمیانه چین
نظرات مشابهی پیشتر در جلسه استماع کمیسیون بازبینی اقتصادی و امنیتی آمریکا-چین در ماه آوریل مطرح شد. جاناتان فولتون، استاد دانشگاه زاید، به کمیسیون گفت که حمله حماس «عواقب قابل توجهی» برای رویکرد چین در منطقه داشته است و به رویکردی منجر شده است که «به شکل واضحی مبتنی بر رئال‌پولیتیک است». او گفت: «پیام پکن در مورد جنگ در غزه… بیشتر درباره چین است که خود را به عنوان یک جایگزین برای ایالات متحده به عنوان یک رهبر جهانی معرفی می‌کند تا اینکه درباره خود جنگ باشد».

فولتون گفت که چین با تکیه بر موفقیت در میانجیگری توافق ایران و عربستان سعودی، خود را در جایگاه یک میانجی مناقشه قرار داد که بخشی از یک استراتژی بزرگتر برای معرفی خود به عنوان یک بازیگر پیشرو جهانی است.

به گفته فولتون، واکنش‌های پکن به بحران غزه «هر گونه حرکت قبلی برای میانجی‌گری در این موضوع را نفی کرده است» و روابط این کشور با اسرائیل «عمیقاً آسیب دیده است». او گفت: «به طور کلی، واکنش این کشور به رویدادهای پس از حمله حماس، چین را به جای یک قدرت فرامنطقه‌ای مسئول با منافع قابل توجه در خاورمیانه، به عنوان یک بازیگر شدیداً معامله‌گر و منفعت‌طلب در منطقه تصویر کرده است».

رویکردی منسجم و «اصولی»
اما نیو شینچون، مدیر مؤسسه مطالعات خاورمیانه در مؤسسه روابط بین‌الملل معاصر چین، با این نظر مخالف است و می‌گوید که چین به‌جای اتخاذ رویکرد مبادله‌ای، رویکردی منسجم و «اصولی» برای مناقشه اتخاذ کرده است. او گفت که این درگیری «ریشه‌های تاریخی عمیقی» داشت و حمله حماس در ماه اکتبر «در یک پس‌زمینه تاریخی خاص» رخ داد. او گفت: «در حالی که اسرائیل مطمئناً اعتماد خود را به چین از دست خواهد داد، موضع پکن با اکثریت قریب به اتفاق کشورها همسو بود» و به نحوه رأی دادن چین به قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل اشاره کرد که خواستار آتش‌بس بودند.

چین خاورمیانه

چین خاورمیانه

ژان لوپ سامان، محقق ارشد موسسه خاورمیانه دانشگاه ملی سنگاپور گفت که پاسخ پکن به حملات حوثی‌ها به کشتی‌ها در دریای سرخ نشان داد که «هیچ تمایلی- و احتمالاً هیچ توانایی- در چین برای ایفای نقشی مهم در تلاش‌های میانجیگری فراتر از دیدارهای محترمانه با مقامات خاورمیانه وجود ندارد.»

چین خواستار پایان دادن به حملات شده و از این وضعیت ابراز نگرانی کرده است. بلومبرگ گزارش داد که حوثی‌ها به پکن و مسکو اطمینان داده‌اند که کشتی‌های آن‌ها مورد حمله قرار نخواهند گرفت. اما در مقابل، از دو کشور خواسته شد تا از این گروه مستقر در یمن «حمایت سیاسی» کنند. چین به ائتلاف تحت رهبری ایالات متحده برای حفاظت از ترافیک تجاری در این منطقه نپیوسته است.

حرکت در باتلاق
الساندرو آردوینو، از موسسه لاو چین در کینگز کالج لندن، گفت که چین با احتیاط در حال حرکت در «باتلاق» امنیتی خاورمیانه است و استراتژی‌های آن- که عمدتا بر تجارت و سرمایه گذاری متمرکز است- به آزمون گذاشته شده‌اند.

وی گفت: «با این حال، مدیریت محتاطانه درگیری غزه و بحران حوثی‌ها در دریای سرخ نشان می‌دهد که کشورهای منطقه همچنان باید بین پکن و واشنگتن تعادل برقرار کنند».

آردوینو افزود: «رویکرد توازن مبهم چین را لزوماً نمی‌توان به‌عنوان فقدان عزم در تعامل با منطقه در نظر گرفت، بلکه مسئله احتمالاً فقدان ابزار است زیرا وضعیت فعلی به شدت به جعبه ابزار امنیتی متکی است.»

شی جین پینگ محمود عباس

گرینگ که همچنین محقق موسسه مطالعات امنیتی دانشگاه تل‌آویو است، گفت: «از جمله اهداف واکنش استراتژیک چین به بحران‌های خاورمیانه، تضعیف هژمونی آمریکا در منطقه و تضعیف شبکه مشارکت‌های آن است.»

شی جین پینگ محمود عباس

از زمان آغاز درگیری حدود هفت ماه پیش، چین بارها از اقدامات واشنگتن، از جمله استفاده آن از حق وتو برای جلوگیری از تصویب قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل که خواستار آتش‌بس فوری بود، انتقاد کرده است.

«بازبینی» نفوذ در خاورمیانه و زنگ خطر بازیگران
سامان، از دانشگاه سنگاپور، گفت که اقدامات چین منعکس کننده یک «بازبینی» نفوذ در خاورمیانه است. او گفت: «ناظران برای سال‌ها احساس می‌کردند که حضور چین در منطقه رو به افزایش است و در مسیر به چالش کشیدن یا احتمالاً جایگزینی آمریکا است، اما جنگ اسرائیل و غزه و پیامدهای منطقه‌ای آن محدودیت‌های تعاملات پکن را نشان می‌دهد.»

او گفت: «از آنجایی که رویکرد آن صرفاً بر روابط اقتصادی متمرکز است و از مداخله در مناقشات محلی اجتناب می‌کند، برای زمان درگیری مانند آنچه در هفت ماه گذشته شاهد آن بودیم، مناسب نیست.»

او گفت که در حالی که احتمالاً قدرت‌های خاورمیانه این توهم را نداشتند که چین می‌تواند مناقشه را حل کند، برخی از کشورهای خلیج اکنون ممکن است در مورد استفاده از روابط خود با چین به عنوان ابزاری برای چانه‌زنی برای وادار کردن ایالات متحده به حضور در منطقه، «کمتر مطمئن» باشند. او گفت: «به عبارت دیگر، محدودیت‌های نفوذ پکن زنگ بیدار باش برای بازیگران محلی است که در تلاش بودند ریسک‌های خود را در برابر ایالات متحده کمتر کنند.»

 


ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید