جهانی چند قطبی شاید به ضرر دشمنان آمریکا تمام شود

به تحلیل منابع کارشناسی

قرار است جهان چندقطبی دربارۀ نظامی روز به روز پیچیده‌ای از روابط بین المللی باشد. اما به این ایدۀ ساده انگارانه گره خرده است: غرب در برابر بقیه. شاید مناسب روایت افول و شرارت غرب باشد اما همانطور که از رویدادها می‌توان دید، جهان واقعی بسیار متفاوت است.

به گزارش نبأخبر،قرار است جهان چندقطبی دربارۀ نظامی روز به روز پیچیده‌ای از روابط بین المللی باشد. اما به این ایدۀ ساده انگارانه گره خرده است: غرب در برابر بقیه. شاید مناسب روایت افول و شرارت غرب باشد اما همانطور که از رویدادها می‌توان دید، جهان واقعی بسیار متفاوت است.

حالا که جنگ تمام عیار در خاورمیانه را می‌توان در چشم‌انداز خاورمیانه دید، بسیاری می‌پرسند که آیا این جنگ آخرین میخ بر تابوت غرب خواهد بود یا خیر.

به نوشته پیتر فرانکلین در وبگاه آن‌هرد، حتی اگر غرب محکوم به شکست هم نباشد، ظرفیت روشنی برای نظم جهانی جدید وجود دارد -که در آن درگیری‌ها بسیار بیشتر از آن هستند که آمریکا بتواند سلطۀ جهانی‌اش را اِعمال کند. آیا این مسئله بالاخره در سال 2024 به واقعیت خواهد پیوست؟

جهان به اصطلاح چندقطبی ایدۀ بزرگی در روابط بین الملل کنونی است. این مسئله با ضدآمریکایی‌گرایی چپ‌ها و همچنین تمایلات گوناگون راست جور درمی‌آید. در بیرون و حاشیه، طرفداران پوتین و فاشیست‌ها قرار دارند اما غیر از افراطی‌ها، انگیزه‌های بهتری هم وجود دارد -مثلاً نفرت از جنگ یا میل به دیدن اینکه اروپا مسئولیت دفاع خودش را به عهده بگیرد.

بعضی تحلیلگران صرفاً چندقطبی را وضعیت طبیعی امور می‌دانند. به‌ویژه جان مرشیمر که باور دارد قدرتمندترین کشورها باید بر منطقه‌شان اعمال قدرت کنند -و غرب نباید دخالت کند.

شاید جهانی با نظم جدید ناگزیر و حتی مفید باشد. افزایش رفاه به این معنی است که کشورهایی که زمانی فقیر بودند، همینطور کشورهایی که در آستانۀ مردن از گرسنگی نبودند، می‌توانند از پس هزینه‌های ارتش‌های بزرگ‌تری بربیایند. در نتیجه، قدرت -چه سخت و چه نرم- بیش از قبل توزیع خواهد شد.

یک فرض رایج دربارۀ چندقطبی این است که اتحادها در تضاد با هژمون ساخته می‌شوند. اما در جهانی چندقطبی، این مسئله کاملاً هم درست نیست.

یکی از مشکلات مرشیمر و هم‌قطارانش این است که اگر فکر کنید اشکالی ندارد به قلدرهای منطقه‌ای اجازه بدهید کارشان را انجام دهند، همیشه معلوم نیست که گنده لات محله واقعاً چه کسی است. در خاورمیانه، می‌تواند عربستان سعودی یا ترکیه باشد -به این معنی که رقابت‌های حل نشده بر دشمنی‌های ضدغربی فائق خواهد آمد.

در مناطقی که گنده لات مشخص است -مانند شرق آسیا- کشورهای کوچک‌تر مستأصل نیستند. عاملیت دارند و شاید با غرب متحد شوند تا آزاد بمانند. برای نمونه، ژاپن در حال مذاکره برای پیوستن به پیمان دفاعی ایالات متحده، بریتانیا و استرالیاست. همچنین نخستین نشست سران سه جانبۀ بین ایالات متحده، ژاپن و فیلیپین هم هفتۀ گذشته برگزار شد -چیزی که تا حد زیادی خشم چین را در پی داشت.

در همین حال، در نیم‌کرۀ غربی، خصومت ونزوئلا به سوی همسایه‌اش گویان فقط توجه آمریکا را جلب نکرده، بلکه برزیل هم مراقب اوضاع است. بزرگ‌ترین کشور آمریکای جنوبی باید تصمیم بگیرد که مداخله کند یا کنار بماند.

قرار است جهان چندقطبی دربارۀ نظامی روز به روز پیچیده‌ای از روابط بین المللی باشد. اما به این ایدۀ ساده انگارانه گره خرده است: غرب در برابر بقیه. شاید مناسب روایت افول و شرارت غرب باشد اما همانطور که از رویدادها می‌توان دید، جهان واقعی بسیار متفاوت است.


ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید