به گزارش صدانیوز،کمتر از یک هفته پس از انفجار مهیب بندر بیروت که مهمترین مراکز تجاری پایتخت لبنان را تقریبا با خاک یکسان کرد، دولت این کشور استعفا کرد. با استعفای دولت حسان دیاب، لبنان وارد یک دوره بلاتکلیفی سیاسی شد که خروج از آن ممکن است مستلزم تغییر معادلات سیاسی در این کشور باشد.

در روزهای گذشته تعدادی از نمایندگان پارلمان و وزرای دولت دیاب در اعتراض به انفجار بیروت استعفای خود را اعلام کردند. تا بعد از ظهر روز دوشنبه این استعفاها، منجر به انحلال پارلمان یا سقوط دولت نشد. چراکه تا اواخر روز دوشنبه، چهار وزیر از کابینه استعفا کرده بودند. اما روند تحولات به گونه بود که نخست وزیر را به اعلام استعفای دولت سوق داد. حسان دیاب نهایتا با ایراد یک سخنرانی، استعفای کل دولت خود را اعلام کرد.

لحظاتی قبل از اعلام رسمی استعفای دولت دیاب، حمد حسن، وزیر بهداشت این دولت، اعلام کرد که کابینه دیاب در پاسخ به مطالبه ملت، استعفا کرد.

استعفای دیاب، که به دلیل فقدان اجماع درباره دولت وی با چالش‌های زیادی مواجه بود، اقدام غیرمنتظره‌ای نبود. حتی قبل از انفجار بیروت که آخرین ضربه به کابینه او بود، برخی درباره احتمال سقوط کابینه وی گمانه‌زنی کرده بودند. چرا که لبنان با بحران کم سابقه اقتصادی و مالی مواجه بود که دولت دیاب نتوانست آن را از طریق جلب کمک‌های خارجی حل و فصل کند. مذاکرات دولت دیاب با نهادهای مالی بین المللی درباره یک وام چند میلیارد دلاری به بن بست رسیده بود، چون این وام به انجام اصلاحاتی در سیستم سیاسی و اقتصادی لبنان مشروط شد.

بعد از انفجار بیروت که به همبستگی گسترده بین المللی با لبنان منجر شد، شروط کمک به لبنان ادامه پیدا کرد. به نحوی که در کنفرانس اخیری که به همت رئیس جمهور فرانسه برای کمک به لبنان برگزار شد، کشورهای گوناگون صدها میلیون دلار وعده کمک دادند، اما تحویل این کمک‌ها به انجام اصلاحات در نظام سیاسی و اقتصادی لبنان منوط شد. ایمانوئل ماکرون، رئیس جمهور فرانسه، که اندکی بعد از انفجار بندر بیروت عازم لبنان شد، به صراحت به این نکته اشاره کرد و حتی به سران لبنان تا سپتامبر مهلت داد که اصلاحات انجام دهند. در غیر این صورت، خود ماکرون انجام اصلاحات در لبنان را به عهده خواهد گرفت.

به هر حال، صرفنظر از اینکه پشت پرده استعفای دولت دیاب چه بوده است، حالا این دولت بخشی از گذشته شده و لبنان وارد مرحله حساس و پرخطر دیگری شده است. اینکه بعد از استعفای کابینه دیاب چه اتفاقی رخ خواهد داد، هنوز به طور واضح معلوم نیست. برخی محافل رسانه‌ای چند ساعت قبل از استعفای دیاب، از جایگزین وی سخن گفتند. این محافل، نام نواف سلام، دیپلمات لبنانی، را به عنوان نخست وزیر بعدی مطرح کردند.

انفجار بیروت ضربه اقتصادی سهمگینی به دولت لبنان زد.

اما درباره آینده لبنان چند سناریو مطرح شده است. سناریوی اول این است که گروه‌های سیاسی لبنان، اختلافات سیاسی را کنار گذاشته و دولت جدیدی با حضور همه بازیگران کلیدی تشکیل دهند. قاعدتا حامیان دولت دیاب از این سناریو حمایت می‌کنند. چرا که آن‌ها دنبال برقراری ثبات و جلوگیری از فروپاشی اقتصادی و سیاسی کشور هستند. آنها، مایل بودند که دیاب این ماموریت را انجام دهد، اما شرایط به گونه‌ای رقم خورد که هیچ راهی برای استمرار دولت دیاب باقی نماند.

اما سناریوی دیگری نیز مطرح شده که تبعات مبهمی برای لبنان خواهد داشت و احتمالا در کوتاه مدت به بی ثباتی در این کشور دامن خواهد شد و آن، انحلال پارلمان و برگزاری انتخابات زودهنگام است. برخی محافل سیاسی لبنان، این سناریو را راهی برای برون رفت از بحران می‌دانند.

اما مشکل این است که چنین سناریویی ممکن است با تلاش‌ها برای مقابله با حزب الله و خلع سلاح آن نیز همراه شود. برخی ناظران بر این باور هستند که ریشه تحولات سریع لبنان در تکاپوی کشورهای غربی و متحدان منطقه‌ای‌شان برای خلع سلاح حزب الله نهفته است. به عبارت دیگر، این تحولات ممکن است با هدف تضعیف و خلع سلاح حزب الله رخ داده باشد. اگر این دیدگاه درست باشد، به این معنا خواهد بود که هر دولتی که بدون برگزاری انتخابات زودهنگام سرکار بیاید، در جلب کمک های مالی بین المللی ناکام خواهد ماند، چرا که می‌توان از همین الان حدس زد که حزب الله در آن نفوذ خواهد داشت.

اما برگزاری انتخابات زودهنگام نیز مخاطراتی دارد. چنین انتخاباتی ممکن است به تغییر آرایش نیروهای سیاسی در پارلمان و به تبع آن در دولت منجر شود. برخی حتی معتقدند که بعد از برگزاری انتخابات زودهنگام ممکن است میشیل عون، رئیس جمهور لبنان، و دامادش جبران باسیل، نیز نفوذشان را از دست بدهند. در نتیجه، نیروهایی که نفوذ خود را در معرض خطر می‌ببینند، ممکن است راه حل‌های دیگری غیر از برگزاری انتخابات زودهنگام را پیشنهاد کنند که البته با توجه به اقتصاد وارداتی لبنان و اصرار آمریکا به خلع سلاح حزب الله چنین پیشنهادهایی بعید است به جایی برسند.

در حالی که اوضاع لبنان به سرعت به سمت فروپاشی اقتصادی و سیاسی پیش می‌رود، سران احزاب و طوایف لبنان هیچگونه تمایلی برای ائتلاف و اتحاد با یکدیگر برای غلبه بران بحران‌های چندوجهی فعلی نشان نمی‌دهند. در چنین شرایطی، بحران‌ها ممکن است شکاف‌ها میان گروه‌های سیاسی را عمیق‌تر کند.

حزب الله به عنوان یک بازیگر کلیدی در لبنان، تا حدود زیادی خویشتنداری کرده و برای حفظ ثبات تلاش کرده است. اما رقبای آن، تلاش‌های مشابهی انجام نمی‌دهند. در سایه چنین شرایطی، برخی ناظران بر این باور هستند که آمریکا و متحدان منطقه ای‌اش ممکن است تحولات را به سمت وقوع درگیری داخلی میان حزب الله و برخی نیروهای سیاسی دیگر سوق دهند تا از این طریق حزب الله را در برابر افکار عمومی قرار دهند و نهایتا آن را تضعیف و خلع سلاح کنند.

در همین راستا، این گمانه مطرح شده که آمریکا و متحدانش دنبال سقوط دولت دیاب و سپردن اداره لبنان به ارتش این کشور هستند تا بدین نحو نوعی قیمومت بین المللی بر لبنان اعمال کنند و این شرایط را تا زمان خلع سلاح حزب الله ادامه دهند.

به هر حال، با استعفای حسان دیاب، لبنان وارد مرحله جدیدی شد که شاید بارزترین مشخصه آن، تلاش برخی نیروها برای مختل کردن توازن سیاسی سابق است. اما باید منتظر ماند و دید که بازیگران کلیدی لبنان چگونه مانع این اختلال خواهند شد.

منبع: فرارو


ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید