چین

به گزارش صدانیوز،در دوران شی جی پینگ نوعی ناسیونالیسم چینی با محوریت تامین منافع ملی این کشور در رقابت با قدرت های غربی و منطقه ای شکل گرفته که به کلی با رویکرد مائو بنیانگذار چین نوین متفاوت است.
رویکردهای نوین در سیاست خارجی نسل پنجم رهبران چین
نسل پنجم رهبران چین به رهبری شی جی پینگ که از سال ۲۰۱۲ تاکنون قدرت را در این کشور در اختیار دارند زمانی به قدرت رسیدند که چین از پس سه دهه سیاست توسعه اقتصادی صلح آمیز به دروازه های دومین قدرت اقتصادی جهان پس از ایالات متحده وارد شده بود. این موفقیت که حاصل عمل به رویکرد اصلاحات و گشایش دنگ شیائو پینگ بود تمام نهادهای رسمی این کشور را در خدمت توسعه اقتصادی درآورد.

یکی از این نهادها که کارشناسان از آن به عنوان مهمترین نهاد هدایت گر توسعه اقتصادی چین یاد می کنند سیاست خارجی بود که چین پس از نزدیک به سه دهه انزواگرایی و تنش در رابطه با سایر کشورها در زمان مائو پیش گرفت. براساس آن چین با اتخاذ یک سیاست خاموش و عاری از هیاهو همه مساعی خود را صرف نیل به کشوری توسعه یافته در زمینه اقتصادی کرد و اقتصاد خود را با هدف تولید گسترده در خدمت صادرات قرار داد. اما نسل پنجم رهبران چین با اعلام پایان تعهد به رهنمودهای دنگ شیائو پینگ اعلام کردند که این اهداف مدنظر این رهنمودها محقق شده و اینک این کشور یک قدرت اقتصادی به شمار می رود. از همین رو نیازمند افق های جدید از جمله در سیاست خارجی خود است و رویکردها و راهبردهای نوینی را در این راستا در پیش گرفتند.آنها ضمن عدول از توجه صرف به توسعه اقتصادی ابعاد سیاسی و امنیتی را در سیاست خارجی چین پر رنگ کردند که نشان دهنده تمایل این کشور از ایفای نقش های جدید در معادلات منطقه ای و جهانی است.

هرچند برخی کارشناسان مسائل چین این رویکرد را از الزامات جدید اقتصاد چین ناشی می دانند که در سالیان اخیر سرمایه گذاری کلانی را در فراسوی مرزهای خود انجام داده است و حفظ این سرمایه ها و نیز هموارسازی مسیر صادرات پر رونق فعلی ایجاب می کند.

در دوران شی جی پینگ نوعی ناسیونالیسم چینی با محوریت تامین منافع ملی این کشور در رقابت با قدرت های غربی و منطقه ای شکل گرفته که به کلی با رویکرد مائو بنیانگذار چین نوین متفاوت است.

ترس از پیامدهای کاهش رشد اقتصادی و تهدیدات قدرت های خارجی خصوصا از ناحیه ایالات متحده از جمله دلایل دامن زدن رهبران این کشور به موج ناسیونالیسم است.

اگر هوجینتائو، رهبر پیشین احیای موقعیت و ترسیم چهره ای مقبول در نزد افکار عمومی جهان از کشورش طریق گسترش قدرت نرم چین را وجهه همت خود در سیاست خارجی قرار داده بود، اما شی جی پینگ نگاه بلند پروازانه تری به موقعیت چین دارد و از رویای چینی سخن به میان می آورد که در تداوم توسعه اقتصادی چشم به احیای ابعاد فرهنگی و ارزش های چینی که در معرض تهدید از سوی ایده های غربی هستند دارد.

رؤیای چینی در واقع ایده ای برخاسته از نگرانی های ناشی از مدرن شدن چین، بدون در نظر گرفتن ارزش ها و فرهنگ چینی است. با وجود این، ایده رؤیای چینی منحصر به سرزمین چین نیست و حوزه ای گسترده را در برمی گیرد؛ چنانکه شی جی پینگ معتقد است رؤیای چینی فقط در خدمت چینی ها نیست، بلکه همه مردم جهان می توانند از آن بهره مند شوند.

استراتژی جدید چین در حوزه سیاست خارجی به سمت نپذیرفتن هر گونه ائتلاف و در عوض پذیرفتن مشارکت با سایر کشورها به جای آن است. تشکیل ائتلاف‌های سیاسی همواره برای ابرقدرت‌ها به لحاظ مادی و معنوی هزینه‌بردار بوده است. نهادسازی های بین المللی از جمله دستورکارهای مهم نسل جدید رهبران چین است که با توسعه نهادهایی نظیر سازمان همکاری های شانگهای و گروه بریکس با مشارکت روسیه و تعداد دیگری از قدرت های اقتصادی علاوه بر مزایای اقتصادی درصدد مهار هژمونی طلبی و یکجانبه گرایی ایالات متحده آمریکاست. بانک آسیایی از دیگر نهادهای تازه تاسیس چینی است که سرمایه زیادی را در اختیار دارد و درصدد است با سرمایه گذاری در کشورهای دیگر به تحقق اهداف اقتصادی پکن کمک کند.

با این همه اما ابتکار یک کمربند یک جاده که در سال ۲۰۱۳ از سوی شی جی پینگ عرضه شد اوج بلندپروازی های این کشور است که در چشم انداز آن سراسر اوراسیا به چین مرتبط، و با اقتصاد این کشور پیوند می یابد. شی جی پینگ در تشریح طرح یک کمربند یک جاده موسوم به پروژه راه ابریشم عنوان کرد در این راه، ما آماده ایم که کشورهای دیگر را در تجربیات خود شریک نمائیم. ما به هیچوجه قصد نداریم که در امور کشورهای دیگر دخالت کرده و مدل اجتماعی و توسعه خود را به این کشورها صادر کنیم. ما هیچگاه خواست خود را به هیچ کشوری تحمیل نخواهیم کرد. آنچه ما بدان امید بسته ایم ، ایجاد و خلق یک مدل جدید همکاری برد-برد میان کشورها است. امید ما، ایجاد خانواده بزرگی است که همزیستی و هماهنگی بین اعضای آن برقرار باشد باید گفت که این طرح، صرفاً یک طرح اقتصادی نیست، بلکه در کنار ابعاد بزرگ اقتصادی آن، یک طرح ژئوپلتیک است. با اجرای این طرح، چین به موقعیتی مرکزی در جهان دست خواهد یافت.


ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید