ژئوپولتیک

به گزارش صدانیوز، تام ام کاتاگو در آتلانتیک نوشت: با توجه به اینکه کشورهای اروپایی به این باور رسیده‌اند که نقطه اوج شیوع کرونا (پیک بیماری) را پشت سر گذاشته‌اند، در نتیجه تلاش می‌کنند تا در ظاهر استانداردهای اجتماعی را به حالت اول و نرمال بازگردانند.

اما فراتر از چالش‌های حاصل از پاندمیک شدن این بیماری، تهدیدهای دیگر که ماهیتشان پاتولوژیکال (مرتبط با این بیماری و ویروس) نیست، به تدریج آنها را احاطه خواهد کرد؛ تهدیدهایی که در حوزه‌های اقتصادی، سیاسی و نظامی قابل بررسی هستند. امروز ممکن است شاهد موج دوم تنش‌های ژئوپلتیک باشیم، موجی که قدرتش بسیاری از رهبران غربی را نگران کرده است. این سناریو را در ذهنتان ترسیم کنید: دقیقا در شرایطی که اروپا و آمریکا احساس می‌کنند که ویروس را تحت کنترل خود درآورده‌اند، کشورهای در حال توسعه ناامید، خسته و در عین حال بدهکار در انتظار کمک هستند؛ با این حال کشورهای غنی بیشتر در تلاش برای تسریع پیشرفت اقتصاد خود هستند و از همین رو فرآیند کمک‌رسانی کند می‌شود. طبیعتا نتیجه این وضعیت، افزایش ترس است.

در میانه هرج و مرج ایجادشده نیز ممکن است یک دیکتاتور یا رهبری خودکامه برای در تحت کنترل قرار دادن سرزمینی خیز بردارد. ایالات متحده که امروز تمایلی برای رهبری جهان از خود نشان نمی‌دهد، میدان را برای قدرت‌نمایی چین خالی گذاشته است. این رخدادها تنها در یکی از سناریوها و پیش‌فرض‌های مطرح شده جای می‌گیرد؛ سناریوهایی که در هفته‌های اخیر نگرانی‌هایی را در پایتخت کشورهای غربی ایجاد کرده و نیمی از کارشناسان برجسته امنیتی، دانشگاهیان و مشاوران ارشد دولتی در باب آنها با من رایزنی داشته‌اند. در میان کسانی که با آنها رایزنی داشتم، کم‌تر کسی نسبت به وقوع موج دوم تردید داشت. همگی نگران آن بودند که این موج از کجا آغاز خواهد شد. در طول تاریخ، تغییرات بزرگ واکنش‌های بزرگ‌تر و زنجیره‌ای را به دنبال داشته است.

سقوط وال‌استریت در سال ۱۹۲۹ عصر تازه‌ای را در معاملات رقم زد. پیروزی متفقین در سال ۱۹۴۵ زمینه‌ساز وقوع جنگ سرد شد. از همین رو باید گفت هر رخدادی پس‌لرزه‌ها و گرایش‌هایی سیاسی ایجاد می‌کند که به وضوح می‌توان شاهد آن بود. در طول یک دهه بعد از بحران مالی سال ۲۰۰۸، شاهد سقوط منطقه یورو بودیم؛ امروز این منطقه در آستانه فروپاشی قرار دارد. در طول این دوره زمانی برگزیت (خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا) رخ داد و ترامپ به عنوان رئیس‌جمهوری ایالات متحده برگزیده شد. امروز اقتصاد جهانی شوک ناگهانی را تجربه کرده و به واسطه افزایش تنش‌ها میان دو قدرت چین و آمریکا، جغرافیای سیاسی متلاطم است. در آن سوتر تجارت بین‌الملل نیز به طور بی‌سابقه‌ای کاهش یافته و تقسیم‌ها و شکاف‌های ساختاری میان شمال و جنوب اروپا عمیق‌تر شده است. حالا سوال این است یک دهه بعد از بحران کرونا شاهد چه رویدادهایی خواهیم بود؟

رابرت کاپلان، کارشناس مسائل سیاست خارجی و عضو پیشین شورای سیاست‌گذاری تدافعی در این باره می‌گوید: «مورخان به فصول در‌هم شکسته علاقه دارند. کووید ۱۹ از نگاه آنها مولفه‌ای بود که فصول سیاسی را در هم شکست».

کاپلان نگران گام بعدی روسیه و رهبرش ولادیمیر پوتین است؛ ترسی که بسیاری از چهره‌های تاثیرگذار در عرصه سیاست خارجی اروپا به‌خصوص انگلیس نیز در آن سهیم هستند و می‌گویند پس‌لرزه‌های ژئوپلیتیک موج دوم کرونا می‌تواند به اروپا ضربه‌ای سنگین وارد کند. میکل کلارک، استاد دانشگاه کالج لندن و مشاور ویژه پیشین کمیته ملی استراتژی امنیتی انگلیس که همچنان در سیاست خارجی این بازیگر تاثیرگذار است، در این باره به من گفت: «روسیه امروز که به‌واسطه کاهش قیمت نفت از منظر اقتصادی در موقعیت متزلزلی قرار دارد، می‌تواند تهدید بزرگ برای منافع امنیتی غرب قلمداد شود». به باور او «شواهد نشان می‌دهد که بعد از این، فرصت‌طلبی پوتین در عرصه بین‌الملل تشدید خواهد شد. دلیلش ساده است، ماهیت رهبری پوتین آن است که نمی‌تواند رویکردی منفعلانه داشته و سکوت اختیار کند. او می‌تازد و همین مسئله زمینه‌ساز تنش خواهد شد».

برونو مچس، وزیر پیشین پرتغال در اتحادیه اروپا به من گفت: «بحران حاکم ممکن است روسیه را به شکل منفی تحت تاثیر قرار داده و این کشور را فلج کند. در این میان نباید این حقیقت را هم نادیده گرفت که بحران حاصل از کووید ۱۹ قادر خواهد بود زمینه را برای وابسته‌تر کردن روسیه به چین هموار سازد. بدین طریق حوزه نفوذ پکن افزایش و در مرزهای اروپا نیز گسترش خواهد یافت».

کاپلان در جایی گفته بود «بحران‌ها موجب می‌شود تحولات تاریخی با شتاب بیشتری رخ دهند». عواقب موج دوم آن قدر پیچیده است که آدمی را گیج‌تر می‌کند. نگاهی به چشم‌انداز این ویروس در کشورهای عضو گروه ۲۰ بیندازید. به هند فکر کنید که شیوع ویروس در آن می‌تواند به سرعت اروپا و آمریکا را دوباره درگیر کند. تاثیرهای نامشخص حاصل از پیشرفت فن‌آوری و هوش مصنوعی را که برای مبارزه با کرونا لحاظ شده بود نیز مورد ارزیابی قرار دهید. در آن طرف‌تر کرونا به رکود اقتصادی دامن خواهد زد و همین مسئله شکاف میان شمال غنی اروپا و جنوب این اتحادیه را عمیق‌تر می‌کند. کلاک بیش از همه نگران ناپایداری‌ها و بی‌ثباتی‌های بیشتر در مناطقی چون غرب آفریقا تا خاورمیانه و آسیاست؛ مناطقی که اوج‌گیری تنش‌ها موجب شده تا بسیاری از مردم برای فرار از بی‌ثباتی گزینه مهاجرت را برگزینند. کارین فون هیپل، مدیر موسسه موسوم به رویال و از اعضای مرکز مطالعاتی فعال در حوزه روابط بین‌الملل و امور دفاعی، درباره تحولات ناشی از موج دوم کرونا گفت: «به باورم نقش چین بیش از سایر بازیگران برجسته خواهد شد. در این میان گروهی از بازیگران به پکن نزدیک‌تر می‌شوند و گروهی دیگر فاصله می‌گیرند».

به نظر می‌رسد کشورهایی چون انگلیس، آلمان و فرانسه و سایر اقتصادهای مهم اروپایی که زیر چتر حمایتی ایالات متحده قرار دارند، چندان بی‌میل نیستند تا روابط اقتصادی‌شان با چین را حفظ کنند؛ با این حال اجرای این مطالبه و مدیریتش در میانه اوج‌گیری تنش‌های لفظی میان ترامپ و «شی» رهبران دو کشور، بسیار دشوار خواهد بود. جهان پیش رو در شرایطی قرار دارد که کشورهایی چون انگلیس را وا می‌دارد تا چشم‌انداز استراتژیکشان مورد ارزیابی دوباره قرار دهند. برخی از چالش‌های پیش رو جدید است و هم‌چنین نتیجه این ویروس؛ اما برخی دیگر پیش از این نیز وجود داشته و پاندمیک شدن کرونا صرفا کمک کرده تا شدت بیشتری پیدا کنند. به رابطه چین و آمریکا نگاهی بیندازید. تنش میان دو کشور پیش از کرونا وجود داشت، اما پاندمیک شدن این بیماری، درگیری میان دو بازیگر را افزایش داده است. برای دولت‌های غربی درک واقعیت‌های پس‌لرزه‌های ژئوپلتیک حاصل از موج دوم بااهمیت‌تر است. آنها می‌خواهند بدانند برای رویارویی با آنچه قرار است رخ دهد، نیاز به پول نقد دارند یا خیر. یکی از مشاوران ارشد فعال در دولت انگلیس که نخواست نامش فاش شود، در این باره به من گفت: «طبیعتا مشکلات بیشتری پیش رو است اما حقیقتا سرمایه و پول کافی برای مواجهه با آن در دسترس نیست».

به عنوان نمونه آن‌گونه که کلارک گفته «در شرایط کنونی انگلیس بعد از گذشت بیش از یک دهه از زمانی که به ایالات متحده در نبرد با عراق و افغانستان یاری رساند (۲۰ سال پیش)، در شرایطی قرار دارد که حتی قادر به یک شلیک نیست و قادر نیست بیش از شش ماه خارج از اتحادیه اروپا باقی بماند». چرا ظرفیت و توان مجموعه‌ای از کشورها کاهش یافته است؟ انگلیس و فرانسه بدون حمایت آمریکا نمی‌توانستند سال ۲۰۱۱ در لیبی مداخله‌ای داشته باشند. آیا امروز کشورهای اروپایی در هر بخش از سواحل شماره آفریقا قادر به تکرار این مداخله هستند؟ آیا این گروه از بازیگران می‌توانند برای فعالیت‌های جدی در عرصه درمانی و پزشکی گامی بردارند، آن‌گونه که سال ۲۰۱۴ برای مقابله با ابولا فعالیت داشتند؟ قرار بر آن بود که دولت بریتانیا گزارشی درباره وضعیت این کشور در عرصه بین‌الملل، دفاعی و استراتژی‌های خود منتشر کند که البته به واسطه شیوع کرونا اجرای این پروژه به تعویق افتاد. نتیجه حاصل آن است که اگر این بار کارشناسان بخواهند با تاخیر ارزیابی‌ها را انجام دهند، شاهد آن خواهیم بود که دولت هم از منظر استراتژیک و هم تاکتیکی در موقعیتی متزلزل قرار گیرد، آن هم نه به واسطه خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا بلکه به دلیل ملاحظات مالی به عنوان پس‌لرزه‌های کرونا.

مقام‌های لندن باید این حقیقت را به درستی لحاظ کنند که چه دستاوردی را می‌توانیم به دست آوریم؟ از چه رویکردی باید پیروی کنیم؟ طبیعتا رویکرد پیش رو کوتاه‌مدت و موقت است و جنبه تدافعی دارد. در خیابان داونینگ، نگرانی‌ها درباره موج دوم ژئوپلتیک حاصل از کووید ۱۹ واقعی است. از همین رو فعالیت‌هایی برای درک تهدیدهای احتمالی و تلاش برای آماده‌سازی جهت مقابله با آنها در جریان است. دولت انگلیس توقع دارد که میزان حمایت‌گری افزایش یافته و زنجیره تامین بار دیگر تحت کنترل ملی قرار بگیرد، دولت- ملت‌ها تقویت شده و رقابت میان چین و آمریکا افزایش بیابد. برخی از همین تغییرات آنگونه که یکی از مشاوران دولتی به من گفت، قادر خواهند بود تا برخی از اصول و مبانی را مستحکم‌تر کنند. حال این مسئله که آیا پاندمیک شدن کرونا زمینه‌ساز وقوع انقلاب در سطح جهانی خواهد شد یا آن که روند وقوع رخدادهایی را که پیش از کرونا به شکلی نامحسوس در جریان بودند تسریع خواهد کرد، مشخص نیست. آنچه واقعیت دارد آن است موج دومی که بعد از پاندمیک شدن کرونا ما را درگیر خواهد کرد، صرفا به آن مولفه‌ها و مقوله‌هایی که نگرانشان هستیم، محدود نخواهد شد.


ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید