جوادی آملی
جوادی آملی
به نقل ازصدانیوز،آیت الله العظمی جوادی آملی در این جلسه در ادامه سلسله مباحث شرح نهج البلاغه حضرت امیرعلیه السلام به شرح نود و ششمین کلمه از مجموعه کلمات قصار نهج البلاغه پرداختند و بیان داشتند:
وجود مبارک حضرت امیر(سلام الله علیه) در این جمله می‌فرماید «إِنَّ وَلِی مُحَمَّدٍ(صلی الله علیه و آله و سلم) مَنْ أَطَاعَ اللَّهَ وَ إِنْ بَعُدَتْ لُحْمَتُهُ وَ إِنَّ عَدُوَّ مُحَمَّدٍ مَنْ عَصَی اللَّهَ وَ إِنْ قَرُبَتْ قَرَابَتُهُ‏»؛ ممکن است کسی عموی پیامبر باشد و ﴿تَبَّتْ یدا﴾ درباره او نازل شود پس قُرب ظاهری معیار نیست، از طرف دیگر در قرآن کریم فرمود: ﴿وَ تِلْکَ الأمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ وَ مَا یعْقِلُهَا إِلاّ الْعَالِمُونَ﴾؛ ما عقل می‌خواهیم علم نمی‌خواهیم! ما بالارفتن می‌خواهیم نردبان نمی‌خواهیم! این نردبان برای این است که انسان بالا برود، علم برای این است که انسان عاقل بشود، فرمود: ﴿وَ مَا یعْقِلُهَا إِلاّ الْعَالِمُونَ﴾ یعنی علم مقدمه است برای عقل و عقل را هم که وجود مبارک حضرت معرفی کرد و فرمود: «مَا عُبِدَ بِهِ الرَّحْمَان وَ اکْتُسِبَ بِهِ الْجنان». کسی که عمری نردبان‌تراشی کند، نردبان‌فروشی کند، نردبان‌سازی کند و نردبان را معرفی کند، ولی از آن بالا نرود، این در مقدمات، گیر است! فرمود: ﴿وَ تِلْکَ الأمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ﴾ اما فقط علما بالا می‌آیند ﴿وَ مَا یعْقِلُهَا إِلاّ الْعَالِمُونَ﴾.
ایشان ادامه دادند: بنابراین تلاش و کوشش ما این نیست که مجتهد شویم، بله! مجتهد شدن چیز خوبی است، اما مصداق تهیه نردبان است، تهیه ابزار نوشتن است؛ نوشتن، یاد گرفتن است، قلم و مرکّب به دست آوردن است، اما چیزی بنویسیم که خدا به آن قسم یاد کند ﴿ن وَالْقَلَمِ وَمَا یَسْطُرُونَ﴾ این مخصوص انبیا نیست، هر آدمی ممکن است کتابی بنویسد که خدا به این کتاب قَسم بخورد، آیا این کم مقامی است؟ الآن خدا قسم می‌خورد به مکاسب شیخ انصاری، به آثار امام(ره) و علامه طباطبایی و امثالهم، آیا این کم مقامی است؟! پس معلوم می‌شود که این آقا ترقّی کرده و از نردبان بالا آمده، دین هم همین را می‌خواهد. اگر ما در جامعه این گونه افرادی داشته باشیم جامعه به جلو حرکت خواهد کرد.
معظم له تصریح داشتند: بنابراین حضرت نفرمود اولیای وجود پیغمبر ما چند نفریم، بله! این چند نفر یقیناً اولیای الهی هستند؛ اما این ﴿أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلی‏ بِبَعْضٍ﴾؛ یعنی درس بخوانید! این برای أنبیا و ائمه(علیهم السلام) و مخصوص آنها که نازل نشده است، بلکه برای همه ما نازل شده؛ منتها أنبیا و ائمه(علیهم السلام) در اوج و قله هستند و ما در دامن اینها هستیم، وقتی ما می‌توانیم در حوزه به قدری خوب و با اخلاص درس بخوانیم که اگر چهار تا کتاب نوشتیم خدا به این کتاب ها قَسم یاد کند چرا به این مقام بلند دست پیدا نکنیم؟! و این راه باز است.
آیت الله العظمی جوادی آملی تاکید داشتند: حضرت می خواهد این نکته را یادآور شود که درس یک گوشه از راه است اما قسمت مهمّ، اطاعت از اینهاست، علم همراه با عمل است که شده عقلِ ممثَّل و این هدف رسالت انبیا را تأمین می‌کند، وجود مبارک حضرت امیر(ع) این را از کجا استدلال کرد؟ چون خودشان در بعضی از فرمایشات فرمودند که ما هر حرفی را می‌زنیم از ما سؤال کنید از کدام قسمت قرآن گرفتید؟ وجود مبارک حضرت امیر(ع) به استناد این آیه قرآن کریم که فرمود: ﴿إِنَّ أَوْلَی النَّاسِ بِإِبْراهیمَ لَلَّذینَ اتَّبَعُوهُ وَ هذَا النَّبِی وَ الَّذینَ آمَنُوا وَ اللَّهُ وَلِی الْمُؤْمِنینَ﴾ فرمود: «إِنَّ أَوْلَی النَّاسِ بِالْأَنْبِیاءِ أَعْلَمُهُمْ بِمَا جَاءُوا بِهِ» و در کنار این جمله، این آیه را تلاوت کرد. معلوم می‌شود آنکه پیروی عملی ندارد اصلاً عالِم نیست. چرا؟ برای اینکه آیه فقط علم را مطرح می کند و می فرماید: «إِنَّ أَوْلَی النَّاسِ بِالْأَنْبِیاءِ أَعْلَمُهُمْ بِمَا جَاءُوا بِهِ» اما حضرت اطاعت را تفسیر آیه قرار داد؛ معلوم می‌شود آنجا که اطاعت نیست اصلاً علم نیست؛ لذا در بخش‌های دیگر وجود مبارک حضرت فرمود: «لَا تَجْعَلُوا عِلْمَکُمْ جَهْلًا وَ یقِینَکُمْ شَکّاً إِذَا عَلِمْتُمْ فَاعْمَلُوا»؛ علمی که به عمل ننشیند جهل است؛ معلوم می‌شود علم یعنی اطاعت و آنجا که اطاعت نباشد اصلاً علم نیست.
ایشان خاطرنشان کردند: بنابراین اگر چیزی را یاد گرفتیم، درست یاد بگیریم، اهل استدلال باشیم، اهل درایت باشیم نه روایت! خودمان مهندس ساختمان باشیم نه ساخته دیگری را تعریف کنیم! این قدم اول است، بعد از اینکه خودمان مهندس شدیم نه گزارشگر بِنای دیگران برابر آن عمل بکنیم، این قدم دوم است؛ و قدم سوم این است که این علم و عمل را نردبان قرار بدهیم برای رسیدن به عقل که همه نیروهای مزاحم را عقال کند.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید