فارغ از این پرسش‌ها که در مطالب مختلف به آنها پرداخته شده، پرسش بسیار مهم دیگری را می‌توان طرح کرد که متاسفانه کمتر مورد توجه بوده است. این پرسش که: چرا نظام سیاست‌گذاری اقتصادی، توانایی و مهارت لازم را برای پیشگیری از شوک‌های مخرب ندارد و اینکه چرا پس از وقوع شوک به راه‌حل‌های غیرعلمی و تکراری متوسل می‌شود؟ آیا اشکال در نظام کارشناسی است که از یافته‌های علمی جهان عقب مانده یا در نظام تصمیم‌گیری که به راه‌حل‌های کارشناسی بی‌اعتناست؟ شاید بتوان سوال را بسیار ساده‌تر در قالب یک مثال مطرح کرد. چرا  نظام سیاست‌گذاری در ابتدای سال ۹۷ نرخ‌هایی را برای دلار و سکه طلا تصویب کرد که حتی عامه مردم با محاسبات ابتدایی خود تشخیص دادند این نرخ‌ها اشتباه است و به خرید گسترده ارز و سکه مبادرت کردند؛ اما دستگاه کارشناسی کشور قادر به تشخیص این اشتباه نبود یا اگر هم بود، نظام تصمیم‌گیری اعتنایی به‌نظر آنها نکرد؟ ساده‌ترین کار برای یک کارشناس مبتدی اقتصادی، محاسبه ارزش حال و ارزش آتی دارایی‌هاست؛ آیا نظام سیاست‌گذاری کشور از این نوع کارشناسان هم تهی است یا مشکل جای دیگری است؟