آیا آمریکا واقعا قصد دارد از خاورمیانه خارج شود؟

دولت بایدن از وجود یک نقشه آمریکایی برای خروج از خلیج فارس، یا سوریه و عراق، خبر نداده است. مکنزی پیش از این اعلام کرده بود که ایالات متحده از تعداد نیروهای خود در عراق کم نمی کند، بلکه بر این تعداد می افزاید.

المیادین در مطلبی به قلم ليلى نقولا نوشت: هشدارهایی که مسئولان آمریکایی می دهند، احتمالا بخشی از اظهاراتی است که بسیاری اوقات در رقابت های داخلی این کشور مطرح می شود.

به گزارش نباء خبر؛ در ادامه این مطلب آمده است: تعدادی از تحلیلگران و کارشناسان مسائل خاورمیانه با دقت سفر ژنرال مکنزی به خاورمیانه و صحبتهای او در جریان آن را پیگیری می کنند. در این میان، این هشدار مکنزی جالب توجه بود: «به احتمال زیاد، در صورتی که ایالات متحده نیروهای خود را از منطقه خارج کند، چین و روسیه به دنبال توسعه نفوذ خود در خاورمیانه هستند و تلاش می کنند از خلأ ایجاد شده استفاده کنند.»

به گفته مکنزی، روسیه به دنبال آن است سامانه های دفاع هوایی خود را به هر دولتی که بخواهد بفروشد، در حالی که هدف طولانی مدت چین، توسعه قدرت اقتصادی و ایجاد پایگاههای نظامی در خاورمیانه است.

این اظهارات مکنزی تا حدی درست است، چرا که در هر جای دنیا که خلأ ایجاد می شود، دولتهای دیگر سعی در پر کردن آن به نفع خود می کنند و تلاش می کنند تا فرصت را غنیمت بشمارند و نفوذ خود را گسترش دهند. می توان گفت روسیه و چین می خواهند با فروش سلاح و عقد قراردادهای سرمایه گذاری در زمینه های مختلف، بعنوان وسیله ای برای جلب تایید در منطقه استفاده کنند.

علاوه بر این، حتی در سایه عقب نشینی ارتش آمریکا از افغانستان، نادیده گرفتن نفوذ ایالات متحده در منطقه یا از بین رفتن کامل آن، آسان به نظر نمی رسد. در اینجا می توان به این مساله اشاره کرد که اظهارات مسئولان آمریکایی از جمله مکنزی، واقعیت میدانی و سیاسی رایج را منعکس نمی کند، بلکه می تواند بخشی از درگیریها در داخل این کشور باشد که البته پیچیدگی زیادی دارد.

به طور کلی استراتژی های سیاست خارجی در روابط بین المللی مبتنی بر دو الگوست:

الگوی اول، که شامل استراتژی واضح و اهداف طولانی مدت، کوتاه و میان مدت است، تا بتواند نقش یک فانوس دریایی را در هدایت تمام عملیات خارجی ایفا کند. الگوی «فانوس دریایی» از سوی چین در سیاست گذاری خارجی اش تبعیت می شود.

الگوی دوم، که در آن استراتژی سیاست خارجی متکی بر تعدد منافع و گروههای فشار، بخش خصوصی و موسسات دولتی است و هر یک از آنها اهداف و منافعی دارد که برای تاثیرگذاری بر سیاست خارجی و تصمیمات، با یکدیگر رقابت می کنند، این استراتژی در واقع آینه ای برای منافع متعدد است.

این الگو در ایالات متحده مورد تبعیت قرار می گیرد، به این ترتیب که لابی ها و گروههای دارای منافع برای تاثیرگذاری در سیاست خارجی با یکدیگر رقابت می کنند. شکی نیست که اصولی در سیاست خارجی آمریکا وجود دارند که حاشیه وسیعی را برای ذینفع ها حفظ می کند.

طبق آنچه گذشت، می توان گفت نکته ای که از سوی مکنزی در مورد عقب نشینی نظامی آمریکا از خاورمیانه مطرح شد، منعکس کننده دیدگاه جناح هایی در آمریکاست و می تواند پیامی برای سیاستگذاران دیگر برای غلبه دیدگاه پنتاگون بر دیدگاههایی که حامی عقب نشینی نظامی آمریکا از خاورمیانه هستند، باشد. توضیح اینکه نفوذ آمریکا در خاورمیانه به تعداد سربازان مستقر در منطقه مربوط نیست، بنابراین، جنگهای جدید دیگر متکی بر ابزارهای نظامی نیست، بلکه می تواند با تکیه بر تکنولوژی و پهپادها، ابزارهای سیاسی و تکنولوژیکی و اقتصادی باشد و به این وسیله بر جوامع مدنی تاثیر بگذارد.

امروز، ایالات متحده در جنگهای سنتی در حال مبارزه نیست و هیچ وقت وارد درگیری نظامی که نیازمند ورود تعداد زیادی از نیروهای نظامی اش به این درگیری باشد، نمی شود.

افزون بر این، دولت بایدن از وجود یک نقشه آمریکایی برای خروج از خلیج فارس، یا سوریه و عراق، خبر نداده است. خود مکنزی پیش از این اعلام کرده بود که ایالات متحده از تعداد نیروهای خود در عراق کم نمی کند، بلکه بر این تعداد می افزاید.

به هر صورت و با صرفنظر از عقب نشینی نظامی محدودی که ایالات متحده انجام خواهد داد، به نظر می رسد جو بایدن امروز نقشه واضحی برای آرام کردن اوضاع در خاورمیانه و بازگشت به توافق هسته ای با ایران، همراه با حفظ منافع آمریکا دارد، تا برای ورود به سه جبهه مهمتر فراغتی داشته باشد، یعنی تقویت داخلی و بازگرداندن قدرتمند آمریکا به بازار رقابت جهانی، مهار نفوذ چین در جهان و برتری اقتصادی و تکنولوژیکی این کشور، به اضافه کنترل نفوذ روسیه و مهار بازار سلاح روسها که از سال 2008 تا امروز، شاهد جهش بزرگی بوده است.


ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید